السيد محمد حسين الطهراني

385

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ . « 1 » « هيچ جنبدهاى در زمين نيست ، و هيچ پرنده‌اى با دو بال خود به پرواز در نمىآيد ، مگر آنكه آنها امّتهائى ميباشند همانند شما . ما در كتاب آفرينش از هيچ چيز كوتاهى ننموديم ، و سپس اين مخلوقات به سوى پروردگارشان محشور ميشوند . » بلكه انسان با جميع حيوانات و نباتات در يك گونه از نفس كلّيّه مشاركت دارد ؛ يعنى طبيعةً و حياةً و نفسانيّةً با همه و همه مشابه و مشارك است . ولى اين دليل نميشود كه از آنها به نحو تولّد زائيده شده باشد . داروين در ارائه منتهى شدن انسان به بوزينه دليل قطعى ندارد آنچه را كه داروين در كتاب « أصل الإنسان » خود ، از جهت بنيان و سازمان طبيعى آورده است مجرّد مشابهتى بيش نيست . او ميگويد : يكى از دليلهاى من ، مشابهت ساختمان طبيعى است . زيرا بدن انسان از جهت نظر كلّى بر مثال جسدهاى حيواناتِ ديگر از پستانداران تركيب شده است . استخوانهاى هيكل انسان مشابه و مقابلى دارد ، و آن هيكل بوزينه و خفّاش و گوساله دريائى است مثلًا . و اين تمثيل و مشابهت در عضلات و اعصاب و ظرفهاى گردش خون و أمعاء و أحشاء داخلى و مخّ و دماغش جارى است . و علاوه بر اين انسان با حيوانات در قابليّت سرايت مرض و ميكربهاى مسرى در بعضى از امراض مثل مرض هارى و مرض آبله و سفليس و مرض كوليرا « 2 » و غير آنها مشترك است كه

--> ( 1 ) آيه 38 ، از سوره 6 : الانعام ( 2 ) كوليرا ، عبارتست از وَباى بومى كه كشنده نيست ، ولى موجب قى و اسهال مىشود . و در نواحى آفريقا بسيار است .