السيد محمد حسين الطهراني
351
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
چيزى غير از ذات بام نيست . و ما غير از خود بام و سقف اطاقى كه در بالاست ، چيزى را بنام فوق نمييابيم . آنچه هست خود بام است ، امّا ذهن ما از نسبت خارجيّه بين سقف و كف اطاق عنوانى را انتزاع مىكند كه بدان فوق نام مينهيم . اين عنوان در ذهن است ، در خارج نيست . مبدأ انتزاعش در خارج است . و البتّه اعتبارى هم نيست . زيرا فوقيّت سقف نسبت به سطح ، قائم به اعتبار شخص معتبر نيست . چه بخواهيم و چه نخواهيم سقف در بالاى كف اطاق است . امّا چون فعلًا امور انتزاعيّه به بحث فعلى ما مربوط نيستند ، از شرح و تفصيل درباره آن ميگذريم و سخن را فقط مصروف به حقائق و اعتباريّات ميكنيم . اعتباريّات چون ساخته و پرداخته ذهن هستند ، لابدّ براى حصول آنها بايد قواى مدركه در كار باشد ؛ خواه قواى وهميّه و تخيّليّه و تفكيريّه ( و به عبارت موجز عقل نظرى ) و خواه نفس ناطقه و نور مجرّد روح انسان ( كه از آن به عقل بسيط و ملكوت أعلا و ناطقهء قدسيّه و كلمه الهيّه تعبير مينمائيم ) اعتباريّات گرچه قيام و قوامشان در ذهن ، و قائم به اعتبار معتبر است امّا در نهايتِ اتقان و استحكام بوده ، و چه بسا خود منشأ و مبدأ حقائق بسيارى در خارج ميباشند . فى المثل : طبع اسكناس و قرار دادن ارزشهاى متفاوتى را بر آن ، امرى است اعتبارى كه همين كه خزانه دولت و رئيس امور مالى تصميم بگيرد ، امر مىكند اسكناس چاپ ميكنند ، و هر كدام را در قيمتهاى مختلف عرضه ميدارند . اين اسكناسها تا وقتى كه امضاى مسؤول و شخص معتبر بر روى آن باقى است داراى اعتبار است ، و به مجرّد آنكه رئيس مسؤول و مسؤول خزانه امضاى خود را بردارد و لغو كند ، و يا بكلّى آن دولت و خزانه از بين برود و از