السيد محمد حسين الطهراني

346

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

امّا ميان سيرى و مراجعه به كارفرما رابطه‌اى جبرى نيست ؛ ولى دستگاه ادراكى ما كه تابعى است از ساختمان طبيعى ما ، چون ميان غذا و سيرى « بايد » ى جبرى تميز ميدهد ، از روى آن ملازمه حقيقى يك بايد اعتبارى ( لزوم مراجعه به كارفرما ) ميسازد . تا به احساس درونى خود كه خواهان سيرى است پاسخ مساعد دهد . « 1 » ما در اينجا تنها قسمتى از توضيحات اين مقاله را درباره اعتبار اصل استخدام ميآوريم : ما ميگوئيم : انسان با هدايت طبيعت و تكوين ، پيوسته از همه سود خود را ميخواهد ( اعتبار استخدام ) و براى سود خود ، سود همه را ميخواهد ( اعتبار اجتماع ) و براى سود همه عدل اجتماعى را ميخواهد ( اعتبار حسن عدالت و قبح ظلم ) و در نتيجه فطرت انسانى ، حكمى كه با الهام طبيعت و تكوين مينمايد قضاوت عمومى است ، و هيچگونه كينه مخصوصى با طبقه متراقيه ندارد ؛ و دشمنى خاصّى با طبقه پائين نميكند . بلكه حكم طبيعت و تكوين را در اختلاف طبقاتى قرائح و استعدادات تسليم داشته ، و روى سه اصل نامبرده ميخواهد هر كسى در جاى خود بنشيند . . . هدايت طبيعت ( احكام فطرى ) به كارهائى كه با أشكال و تركيبات جهازات بدنى وفق ميدهد ، محدود خواهد بود . مثلًا ازين راه ما هيچگاه تمايل جنسى را كه از غير طريق زناشوئى انجام ميگيرد ( مرد با مرد ، زن با زن ، زن و مرد از غير طريق زناشوئى ، انسان با غير انسان ، انسان با خود ، تناسل از غير طريق ازدواج ) تجويز نخواهيم نمود . مثلًا تربيت اشتراكى نوزادان ، و الغاء نسب و وراثت ، و ابطال نژاد و . . . را

--> ( 1 ) « دانش و ارزش » ص 265