السيد محمد حسين الطهراني

345

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

ريشه هر پندار را بايد در حقيقت جستجو كرد . ازين رو ، بايدهاى اخلاقى ( كه اعتبارىاند ) در نظر ايشان از بايدهاى حقيقى و فلسفى مايه ميگيرند . و اگر در جائى ، وجوبى اعتبارى و اخلاقى ديديم ، بايد يقين كنيم كه در جائى ديگر وجوب و ضرورتى واقعى در كار است . و اين دو « وجوب » بهم پيوسته‌اند ، و دوّمى است كه اوّلى را ميزايد . ضرورت فلسفى همان ضرورتيست كه ميان علّت و معلول برقرار است ، و با حضور علّت تامّه ، وجود معلول ضرورى و تخلّف ناپذير ميگردد . امّا ضرورتهاى اخلاقى ، در « بايد » هاى اخلاقى تجلّى ميكنند و به صورت امر و نهى ، چيزى را توصيه و يا تحريم ميكنند . « 1 » بنابر نظر مقاله مورد بحث ( يعنى مقاله ششم از اصول فلسفه ) . . . انسان هم ( مانند سائر انواع موجودات طبيعى كه براى دوام ، و بقاءِ حيات ، و رفع حوائج خود يك سلسله كارهائى را در داخل خود با تماسّ با خارج از خود ، از خورشيد و زمين و هوا انجام ميدهند ) براى رسيدن به سيرى ، غذا خوردن را واسطه مىكند ، امّا براى غذا داشتن ، پول در آوردن را لازم ميبيند ؛ و براى پول در آوردن ، كار كردن را ، و براى كار كردن ، مراجعه به كارفرمايان را ، و . . . و ازينرو آگاهانه با خود ميگويد : بايد به سراغ كارفرما بروم . اين « بايد » كه ادراكى ذهنى است ، واسطه‌ايست تا موجود زنده به مقصود خود ( مثلًا سيرى ) برسد . و همچنين است در مورد هر هدف ديگر و هر بايد ديگر . از اينرو نيازهاى طبيعى اندامها و قواى ما ، با به كار گرفتن آگاهى و شعور ما ، در ما « بايد » هائى بوجود ميآورند تا به كمك آنها ، نيازهاى خود را بر طرف سازند . رابطه ايكه ميان غذا و سيرى هست ، رابطه‌اى جبرى و ضرورى است . يعنى خوردن غذا خود به خود و به حكم قانون علّت و معلول ، ايجاد احساس سيرى خواهد كرد

--> ( 1 ) « دانش و ارزش » ص 263 و 264