السيد محمد حسين الطهراني
320
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
مسأله نموده است گواهى است صادق ، زيرا سستى و مداهنه و تولّى و محبّت و ميل به دشمنان دين ، امّتهاى اسلاميّه را چنان در مهبط هلاكت ، و سقوط در ورطه نابودى فرو برد كه همگى مورد نَهْب و غارت ديگران شدند ، و براى خودشان نه مالى باقى ماند و نه آبروئى و نه جانى ؛ نه حقّ مردن را داشتند و نه حقّ زيستن را . به ايشان اجازه داده نميشد كه بميرند ؛ و آنها را به حال خودشان وا نميگذاشتند تا از موهبت حيات و زندگانى بهره مند گردند . دين از خانه و لانه ايشان هجرت كرد ، و جميع فضائل رخت بر بست . و رباخوارى به جائى رسيد كه گنجها و ثروتها متراكم شد و آقائى و رياست را در آنان متمركز نمود . و اين امر به جنگهاى عمومى جهانى كشيده شد . و مردم به دو دسته ثروتمند و خوشبخت ، و فقير و بدبخت منقسم شدند ، و جدائى ميان اين دو دسته واضح و آشكار شد . در اين صورت آشوب و بلوائى رخ داد كه كوهها پاره پاره شدند و زمين متزلزل شد و عالم انسانيّت مورد تهديد انهدام قرار گرفت ، و دنيا خراب شد . ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى . « 1 » « و پس از آن ، عاقبت امر مردم بدكردار ، به بدى و تباهى منجرّ شد . » و إن شاء الله تعالى براى تو درباره امر ربا و تولّى اعداء دين از ملاحم و پيش گوئيهاى قرآن مطالبى بدست خواهد آمد . « 2 » إفادات علّامهء طباطبائى در عموميّت مفاد « فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ » و بدان كه امر اين آيه عجيب است ، زيرا گفتار خدا : فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ . با آنچه را كه از تسهيل و تشديد مشتمل و متضمّن است ،
--> ( 1 ) آيه 10 ، از سوره 30 : الرّوم : ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ . ( 2 ) « الميزان فى تفسير القرءَان » ج 2 ، ص 432 و 433