السيد محمد حسين الطهراني

312

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

مرد و زن اجنبى ، چه آتش و پنبه است * جمع به يك جا دو ضدّ ، نميتوان داشتن كشف حجاب زنان ، بارى باشد گران * دور ز غيرت بود ، بار گران داشتن كمانِ ابرو متاب ، خدنگ مژگان بپوش * نيست به دوران شاه ، تير و كمان داشتن وافى اگر گشته پير ، طبعى دارد جوان * خوش است پيرانه سر ، طبع جوان داشتن « 1 » آقايانى كه خود را از نژاد بوزينه ميدانند ، و بدين جهت ريسمان دين را گسيخته ، و نكاح مشروع را مسخره ، و آميزش و درهم ريختگى با هر مرد و زن را دنبال كرده‌اند ، ندانسته‌اند كه خود اين حيوان معصوم ، اهل غيرت است ؛ و داراى سنّت ازدواج و حسّ غيرت در حفظ و حراست در نوع ماده خويشتن است . و بنابراين ، بايد آنان را پست‌تر از ميمون شمرد ، و اين حيوان بيگناه را عار ميآيد كه چنين اراذلى خودشان را به وى منسوب نمايند . أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ، « 2 » دربارهء آنها حقّاً صادق است . « ايشان همانند چهارپايان هستند ؛ بلكه گمراهى و ضلالتشان بيشتر

--> ( 1 ) « كشف الغرور أو مفاسد السُّفور » تأليف مورّخ و محدّث عاليمقام : حاج شيخ ذبيح الله محلّاتى ، طبع 1368 هجرى قمرى ، ص 43 و 44 ( 2 ) آيه 179 ، از سوره 7 : الاعراف : وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ . « و حقّاً و تحقيقاً ما براى جهنّم بسيارى از جنّ و انس را بيافريديم . آنان كه دل دارند و با آن ادراك نميكنند ، و چشم دارند و با آن نميبينند ، و گوش دارند و با آن نميشنوند ، ايشان همپايه چهار پايان هستند بلكه گمراهتر ؛ زيرا كه ايشانند مردم غافل . »