السيد محمد حسين الطهراني
313
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
است . » دَميرى در « حيَوةُ الحيوان » گويد : وَ يَأْخُذُ نَفْسَهُ بِالزَّواجِ وَ الْغيرَةِ عَلَى الإناث . « 1 » « بوزينگان مقيّد به ازدواج هستند ؛ و براى تكثير نسل خود آداب نكاح اختصاصى را رعايت دارند ؛ و نرينههاى آنها بر مادينه هايشان غيرت ميورزند ؛ و در حفظ و حراستشان كوشا ميباشند » . شراب خوردن ضدّ حكم فطرت و عقل مستقلّ و شرع قويم است استعمال خمر و مسكر نيز رِجْس است و از عمل شيطان ، بنابراين چگونه ميتواند در شريعتى حلال و در شريعتى حرام شود ؟ ! مسكرات كه عقل را ميزدايند ، و انسان را همطراز مجانين و ديوانگان ميسازند ، آيا مىشود كه مباح شود ؟ ! مردم آرزو دارند كه به شديدترين امراض چون سل و سرطان و پيسى و جذام و كورى و فلج مبتلا شوند ، ولى ديوانه نشوند . انسانيّت انسان به عقل است . انسان منهاى عقل از همه حيوانات و وحوش پستتر است . كارى كه مسكر بر سر آدمى ميآورد ، او را مجنون مىكند . چه تفاوت است ميان جنون دائمى و جنون موقّت ؟ ! در اين صورت آيا مىشود آن را از جهت حِلّيّت و حرمت لا به شرط دانست ، يا حكم بر حلّيّت آن نمود ؟ گفتيم : احكام فطرى احكامى هستند كه واسطه كمال و سير انسان به اعلى درجهء انسانيّت باشند ؛ آيا شرابخوارى اينطور است ؟ آيا مرد دائم الخمر پيوسته در سير مدارج و معارج كمال است
--> ( 1 ) « ؟ حيَوة الحيوان » طبع سنگى ، سنه 1285 هجرى قمرى ، باب قاف ، در مادّه قِرْد آورده است .