السيد محمد حسين الطهراني
293
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
لذّتهاى محسوسه و كمالات مادّيّه كه دنبالش چيزى نيست برساند . و آنان كه همچون بتپرستان به آفريدگارى در ماوراء مادّه معتقدند ، سنّتها و قوانين خود را طورى بنا ميكنند كه خدايان آنها را ارضاء نمايد و خرسند و خشنود بدارد ، تا آنها ايشان را در زندگى دنيويشان كامياب كنند . و آنان كه به مبدأ و معاد معتقدند ، قوانين حياتى خود را طورى قرار ميدهند كه ايشان را در حيات دنيا بهره مند سازد ، و پس از آن در حيات ابدى كه پس از مرگ است نيز مظفّر و سعادتمند گرداند . بنابراين ، صورتهاى زندگى و حيات اجتماعى بر محور و اصل اختلاف اصول اعتقاديّه در حقيقت عالم و در حقيقت انسان كه جزئى از اجزاء عالم است اختلاف دارد . امّا دربارهء قوانين و سنّتهاى اجتماعيّه ، هر آينه اگر سنّتهاى مشترك و قوانينى كه همهء مجتمع و يا بيشترشان آنها را محترم بشمارند و بپذيرند وجود نداشته باشد ، آن جمع متفرّق و آن مجتمع منحلّ خواهد شد . و اين قوانين و سنن ، قضاياى كلّيّه عمليّه ايست كه صورت آنها چنين است : واجب است در فلان جا فلان كار را كرد ، و يا حرام است و يا جائز . و اين سنن هر چه باشد براى غايتهاى اصلاحيّه اجتماع و مجتمع به قسمى كه آن غايت و هدف بر آن مترتّب گردد ، معتبر است ؛ و به مصالح و مفاسد نامگذارى مىشود . عالم تشريع و شريعت بايد منطبق بر عالم تكوين و فطرت باشد 3 - انسان وقتى به سعادت و كمال خود ميرسد كه مجتمع صالحى را كه داراى سنن و قوانين صالحى كه متضمّن بلوغ و نيل او به سعادت لائق به اوست بنا نهد . و اين سعادت عبارتست از يك امر يا امور كماليّه تكوينيّهاى كه به انسان ناقص - كه وى نيز موجودى است تكوينى - در مسير كمالش برسد و او را انسانى كامل در نوع خود ، و انسانى تامّ و تمام در وجودش بگرداند .