السيد محمد حسين الطهراني
289
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
تكميل مىكند تا اينكه به آخرين مرحله برسد ، و آنجا غايت كمال اوست . ما اين مراتب و مراحلى را كه نوع انسان و يا غير انسان در آنها طىّ طريق مىكند ، چنين مييابيم كه از هنگاميكه نوع در وجود و تكوّن خويش در حركت بيفتد تا به جائى كه به مرتبه كمال خود فائز آيد ، هر يك از آنها ملازم مقام مختصّ به خود اوست ، نه جلو ميافتد و نه عقب ميرود . و در ميان اين مراتب و مراحل يك رابطه تكوينى است كه برخى را به بعضى ديگر مربوط ميسازد ، بطوريكه جائى خالى نميماند ؛ و نيز از محلّ خود به محلّ ديگرى منتقل نميشود . و از اينجا ميتوان به اين نتيجه رسيد كه : هر نوعى از انواع يك غايت تكوينى دارد كه از ابتداى وجودش متوجّه وصول بدان غايت است ، تا زمانيكه برسد و بدان و اصل گردد . فى المثل : يك دانهء گردو چنانچه در لاى خاك جا بگيرد و آماده براى نموّ و روئيدن شود ، در جائى كه شرائط نموّ و رشد جمع باشد و علل و اسباب آن موجود باشد مثل رطوبت زمين و حرارت و غيرهما ، در اين صورت مغز اين دانه شروع به رشد و نموّ مىكند ؛ پوست را ميشكافد و پيوسته برحجم خود ميافزايد و بزرگ مىشود و نموّ مىكند ، تا سرحدّيكه يك درخت سبز سطبر ، با ميوههاى فراوان ميگردد . اين دانه گردو از ابتداى وجودش ، در سير و حركت خود در مسير تكوين حالش تغيير نكرده ، و در قصد و مراد تكوينىاش كه وصول به اين درخت كامل با ثمر و تنومند است ، لحظهاى اشتباه ننموده و اختلاف و توقّف نداشته است . و همچنين يك نوع از انواع حيوان را مانند يك گوسفند در نظر بگيريم ، هيچگاه ترديدى نداريم كه در ابتداى وجودش جنينى بوده است كه به سوى غايت و كمال نوعى خود كه مرتبه گوسفندى كامل است و داراى آثار و خواصّى مىباشد ، متوجّه بوده است . اين جنين از راه تكوينى مختصّ به خود ابداً انحراف