السيد محمد حسين الطهراني

290

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

پيدا نكرده و راه دگرى را نپيموده است ، و حتّى يك روز هم نشده است كه غايتش را فراموش كند و غايت دگرى همچون غايت فيل و يا غايت درخت گردو را دنبال نمايد . پس هر نوعى از انواع تكوينى ، در راه استكمال وجودى خود مسير خاصّى دارد . و داراى مراتب مخصوصى است كه بعضى مترتّب بر بعضى ديگر است . و منتهى مىشود به مرتبه‌اى كه ذاتاً مقصود نهائى آن نوع است و آن را با حركت تكوينى خود طلب مىكند . و هر نوعى در وجود خود مجهّز است به آنچه به وسيلهء آن حركت نمايد و به مقصود نائل شود . و اين توجّه و حركت تكوينى به سوى غايت و هدف چون استناد به خداوند دارد ، هدايت عامّه الهيّه ناميده مىشود ؛ و هيچوقت در حركت دادن هر نوعى را در مسير تكوينى خود و سوق دادن آن را به سوى غايت وجودى خود بواسطه استكمال تدريجى و بواسطه به كار انداختن قوا و ادواتى كه آن نوع بدانها براى تسهيل مسير در جهت غايت مجهّز شده است راهش را گم نميكند و به خطا و اشتباه نميافتد . خداوند ميگويد : رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى . « 1 » « موسى و برادرش به فرعون گفتند : پروردگار ما كسى است كه به هر چيزى آنچه را كه لازم خلقتش بوده است عطا كرده است ، و پس از آن ، آن را به سوى غايت و هدف از آفرينشش هدايت نموده است . » و أيضاً ميگويد : الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى * وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى * وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى * فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوى . « 2 »

--> ( 1 ) قسمتى از آيه 50 ، از سوره 20 : طه ( 2 ) آيات 2 تا 5 ، از سوره 87 : الاعلى