السيد محمد حسين الطهراني

286

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

« و سوگند به نفس انسان و آنكه او را تسويه نمود و خلقتش را بياراست ، و سپس راه فجور و فسق و تعدّى ، و نيز راه تقوى و پاكى و طهارت را به او الهام كرد . » و علاوه بر اين ، انسان مجهّز است به جهازى كه آن اعمالى را كه بر عهده اوست بجاى آورد ، و آن را مقصود خود قرار داده ، تمام كند . خداوند ميگويد : ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ . « 1 » « و سپس خداوند ، سلوك راه تكامل را براى وى آسان نمود . » تفسير علّامة طباطبائى قدَّس اللهُ سرَّه ، مراحل فطرت را در سنّت دينى بناءً عليهذا انسان داراى فطرت و سرشت خاصّى است كه وى را به سنّت مخصوصى و به راه مشخّص و معيّنى در حيات و زندگى رهبرى مينمايد ، و آن فطرت داراى غايت معيّن و مشخّص است كه فقط انسان بايد از آن راه برود و به آن غايت برسد . اينست معناى فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها . و چون ميدانيم كه اين انسانِ موجود و زنده در عالم طبيعت ، يك نوع بيش نيست ، و آنچه موجب نفع و يا ضرر وى مىشود ، از جهت ملاحظه اين ساختمان و تركيبى كه از روح و بدن تأليف شده است تفاوتى ندارد ، و همچنين از جهت انسانيّتش جز يك سعادت و يك شقاوت براى او متصوّر نيست ؛ بنابراين ناچار بايد براى وصول وى به سعادت و كاميابياش يك سنّت واحدى بيشتر نباشد كه او را به سوى آن سنّت ، يك هدايت كنندهء واحد و ثابتى هدايت نمايد . اين راهنما و هادى حتماً بايد فطرت او و نوع سرشت و آفرينشش بوده باشد . فلهذا به دنبال آن گفتار كه فرمود : فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها

--> ( 1 ) آيه 20 ، از سوره 80 : عبس