السيد محمد حسين الطهراني
287
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
ميفرمايد : لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ . ( يعنى چون در خلقت خداوند تبديل و تغييرى نيست ، انسان را بر فطرت خدائى كه مردم را از آن فطرت سرشته است ، بيافريد . ) بنابراين اگر سعادت انسان بواسطه اختلاف افراد مختلف شود ، هيچگاه اجتماع واحدى كه متضمّن سعادت افراد مجتمع باشد تحقّق نخواهد يافت . و اگر سعادت انسان بواسطه اختلاف مكانها و محلّهائى كه امّتها در آن زيست ميكنند مختلف گردد ، بدين معنى كه اساس وحيد و يگانه پايه براى سنّت اجتماع كه دين است تابع احكام مناطق و مكانها باشد ، بايد انسان هم به اختلاف امكنه و أقطار به انواع مختلف در آيد ؛ در حالى كه انسان يك نوع است و بس . و اگر سعادت انسان بواسطه اختلاف زمانها باشد ، بدين معنى كه اعصار و قرون مختلف اساس وحيد براى سنّتهاى دينى بوده باشند ، بنابراين بايد نوعيّت افراد هر قرنى و طبقهاى با آنچه را كه از پدرانشان بطور ميراث بردهاند ، و يا با آنچه را كه براى پسرانشان به ميراث ميگذارند ، مختلف باشد ، و بايد اجتماع انسانى مسير تكاملى خود را طىّ نكند ، و بايد عالم انسانيّت از نقصان به سوى كمال متوجّه نباشد ؛ زيرا نقصان و كمال متحقّق نميگردد مگر در جائى كه امر مشترك و سارى كه ميان آن دو چيز است ثابت و محفوظ باشد . و مراد ما از اين گفتار اين نيست كه بخواهيم منكر آن شويم كه اختلاف افراد يا امكنه و يا ازمنه در انتظام سنّت دينى فى الجمله تأثير را دارند ، بلكه ميخواهيم به ثبوت برسانيم كه اساس و بنيان سنّت دينى ، تنها همان بُنيه انسانيّت است ، و همان حقيقت واحدى مىباشد كه مشترك و ثابت در ميان افراد است . بنابراين ، عالم انسانيّت يك سنّت واحدى دارد كه بر اصل و پايه و اساس