السيد محمد حسين الطهراني

267

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

است بر ترقّى استعدادات ، و تلطيف قريحه‌ها در اين امّت تا به جائى كه با عقولشان از مشاهده معجزات محسوسه بى نياز شده‌اند . زيرا ايمان آوردن بواسطه معجزه ، دين مردمان پست و طريقه و روش عوامّ است . و اهل بصيرت جز با شرح صدرشان به نور يقين قناعت نميكنند . أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ . « 1 » « پس آيا كسى كه خداوند سينه وى را براى قبول اسلام گشايش دهد ، و بنابراين او با نورى از ناحيه پروردگارش باشد ( مثل كسى است كه سختى دل و قساوت قلب او را فرا گرفته و در ظلمت نفسانى به سر ميبرد ) ؟ ! » شخصى كه راست باشد و حكايتش و دلالتش از خدا و بر خدا درست باشد ، با عقل ميتوان تشخيص داد . زيرا با عقل علمش را به كتاب خدا ، و مراعاتش نسبت به احكام كتاب و تمسّك و حفظش را به سنّت ميتوان فهميد . و شخصى كه بر خدا دروغ ببندد ، با عقل ميتوان تشخيص داد كه به كتاب خدا جاهل است و آن را تارك است ؛ و مخالفت با سنّت مىكند و مبالات در حفظ و عمل بدان ندارد . در « احتجاج » گفته است : حضرت رضا صلواتُ اللهِ عليه « 2 » در اين كلام خود فرموده‌اند كه : جهان در زمان تكليف هيچگاه از شخص صادق و راستينى كه از جانب خداوند مأمور تربيت و ارشاد مردم باشد ، خالى نيست ؛ تا مكلّفين در شبهات و مشكلاتى كه در امر شريعت برايشان رخ ميدهد به وى پناه برند ، و ملجأ و ملاذ عامّه باشد

--> ( 1 ) صدر آيه 22 ، از سوره 39 : الزُّمر ( 2 ) در تعليقه قبل آورديم كه صاحب كتاب « احتجاج » اين حديث را از حضرت أبو الحسن الرّضا دانسته است .