السيد محمد حسين الطهراني
241
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ . ( آيه 164 ، از سوره صافّات ) « هيچكدام از ما نيستند مگر آنكه مقام معلومى را حائزند . » و ميفرمايد : مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ . ( آيه 21 ، از سوره تكوير ) « رسول اعظم وحى ، در آن مقام قدس ، مطاع و فرمانده است و در آنجا امين است . » و ميفرمايد : حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قالُوا ما ذا قالَ رَبُّكُمْ قالُوا الْحَقَّ . ( آيه 23 ، از سوره سبأ ) « تا زمانيكه ترس از دلهايشان برداشته شود ، به فرشتگان ميگويند : پروردگار شما چه گفت ؟ ! آنها پاسخ ميدهند : حقّ » ! وجود ملائكه عنوان وساطت بين خدا و خلق را دارد ، بدون منافات با استناد به علل مادّيّه و اين وساطت فرشتگان كه بين خدا و حوادث است ( يعنى اسباب و عللى ميباشند كه حوادث را بدانها استناد ميدهند ) منافاتى با استناد حوادث به اسباب و علل قريبه مادّيّه خود ندارد ؛ زيرا كه سببيّت طولى است نه عرضى . به معناى آنكه سبب نزديك ، سبب حدوث حادث است ؛ و سبب دور ، سبب براى پيدايش آن سبب است . همانطور كه وساطتشان و استناد حوادث به آنها منافاتى با استناد حوادث به خداوند متعال ندارد ؛ و بنابر مقتضاى توحيد حضرت ربّ ، خداوند متعال يگانه سبب و علّت عامل براى ايجاد موجودات است . در اينجا مسبّبيّت همانطور كه دانسته شد طولى است ، نه عرضى . و استناد حوادث به ملائكه ، چيزى را بر استنادشان به اسباب قريبه و علل مادّيّه نميافزايد . قرآن كريم همانطور كه استناد حوادث را به فرشتگان امضا مىكند ، همينطور استنادشان را به اسباب طبيعيّه تصديق مينمايد . فرشتگان ، واسطهء محضه هستند ؛ و در عمل هيچگونه استقلال و استكبار ندارند در هيچيك از اسبابِ واسطه ، استقلالى در برابر خداوند متعال نيست تا