السيد محمد حسين الطهراني

242

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

از خدا بريده شود و نگذارد كه آنچه را كه به آنها مستند است به خداوند سبحانه استناد پيدا نمايد . همچون گفتار بت پرستان و وثنيّه كه ميگويند : خداوند امور عالم را به ملائكهء مقرّب خود تفويض كرده است . قرآن مجيد در بيان و معرّفى توحيد ، هر گونه استقلالى را از هر چيزى از هر جهتى نفى مينمايد . لا يَمْلِكونَ لِانْفُسِهِمْ نَفْعًا وَ لا ضَرًّا وَ لا مَوْتًا وَ لا حَيَوةً وَ لا نُشورًا . « 1 » « موجودات و مخلوقات أبداً براى خودشان مالك هيچگونه نفعى و يا ضررى ، مرگى و يا حياتى ، و يا نشورى و گسترشى بعد از حيات خود نيستند . » با تشبيه بعيدى ميتوانيم اشياء را در استنادشان به علل و اسباب مترتّبه قريبه و بعيده و بالاخره منتهى شدنشان را به خداوند سبحانه ، به نوشتن و كتابتى كه انسان با دستش و با قلم انجام ميدهد ، تمثيل كنيم . كتابت در وهله نخستين به قلم مربوط است و سپس مربوط به دست مىشود كه براى كتابت به قلم متوسّل مىشود ، و پس از آن مربوط به انسان ميگردد كه براى كتابت متوسّل به دست و قلم ميگردد . سبب و علّت مستقلّ در نوشتن خود انسان است ؛ و معناى سببيّت به واقعيّت خود ، در او منطوى است بدون آنكه با استناد سببيّت كتابت به دست و يا به قلم ، هيچگونه تنافى و تخالفى وجود داشته باشد . بين وساطت ملائكه در تدبير امور و بين عبادت و تسبيح آنان تنافى نيست و نيز بين آنچه ذكر شد در اينكه شأن و رسالت و موجوديّت ملائكه واسطه بودن در تدبير امور است ، و بين آنچه از كلام خداوند تعالى بدست ميآيد كه بعضى

--> ( 1 ) اين جمله عين آيه قرآن نيست ، ولى اقتباس است از آيه 3 ، از سوره 25 : الفرقان كه ميگويد : وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ وَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً .