السيد محمد حسين الطهراني

240

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

و نيز از آيه : يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ ( آيه 50 ، از سوره نحل ) « از پروردگارشان كه بر بالاى آنهاست ميترسند ؛ و آنچه را كه بدان امر شده‌اند بجا ميآورند . » و در آوردن لفظ جَناح براى آنها كه به معناى بال است اشاره‌اى بدين حقيقت است . و بنابراين ، ملائكه شغلى و وظيفه‌اى ندارند مگر عنوان وساطت بين خدا و مخلوقاتش ، به آنكه امرش را در ميانشان جارى سازند . و اين بر سبيل اتّفاق نيست كه گاهى خداوند امر خود را به دست آنها اجرا كند و گاهى به دست غير آنها ؛ زيرا در سنّت الهيّه تخلّف و اختلافى نيست . إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . ( آيه 56 ، از سوره هود ) « تحقيقاً پروردگار من بر صراط مستقيم است . » فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا . ( آيه 43 ، از سوره فاطر ) « بنابراين ، هيچگاه در سنّت خدا تبديل و تغييرى را نمييابى ؛ و هيچگاه در سنّت خدا تحويل و جابجا شدن و دگرگونى را نمييابى ! » و از كيفيّات وساطتشان اينست كه : بعضى از آنها در مقامى رفيعتر و منزلهاى عاليتر از بعضى دگر باشند ، و آن فرشته بالا به فرشته پائين چيزى از تدبيرات را امر كند . زيرا در حقيقت اين وساطتى است از فرشته متبوع ، ميان خدا و ميان فرشته تابع او در ايصال امر خداوند تعالى ؛ مثل وساطت ملك الموت در امر به بعضى از أعوانش به قبض روح بعضى از ارواح . و اين واقعيّت را خداوند از ملائكهء خود حكايت مينمايد :