السيد محمد حسين الطهراني

230

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

پرنده كه با بالهاى خود حركت مىكند ، آنها نيز با آن قوا و بالها از آسمان به زمين ميآيند و سپس بالا ميروند ، و از جائى به جائى دگر منتقل ميگردند . و قرآن كريم آن را جَناح يعنى بال ناميده است ، به جهت آنكه منظور و مقصود از بال كه وصول به هدف است بر آن مترتّب است . و لازم نيست كه مانند بال مرغ داراى پر و بدين خصوصيّت باشد ؛ زيرا از اطلاق كلمه جناح بر آن ، بيش از اين بدست نمىآيد . مانند كلمه عَرش و كُرسىّ و لَوح و قَلم و أمثال آن كه در قرآن بسيار است . و معناى أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ آنست كه : بعضى از اصناف آنها مجهّز به دو قوّه و نيرو از جانب حقّ هستند ، و بعضى مجهّز به سه قوّه ، و بعضى مجهّز به چهار قوّه . و اينكه بلافاصله به دنبال آن ميگويد : يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ بر حسب سياق ، مُشعر به اينست كه بعضى از اصناف ملائكه بقدرى كه خداوند اراده كرده است ، مجهّز به بيشتر از چهار قوّه هستند . تمام امور و حوادث در تحت نظر و تدبير فرشتگان است به امر خداوند حضرت استاد آية الله علّامه طباطبائى قدَّس اللهُ سرَّه الشّريف در تفسير اين كريمه مباركه ، در ذيل آن به عنوان : كَلامٌ فى الْمَلآئكَةِ بيانى دارند كه ما آن را در اينجا ميآوريم : ذكر فرشتگان در قرآن كريم مكرّراً آمده است ، و ليكن فقط دو تاى از آنها را با نام جِبْرِيل و مِيكَال ، و بقيّه را با عنوان وصف ذكر نموده است ؛ مثل : مَلَكُ الْمَوْتِ و الْكِرَامِ الْكَاتِبين و السَّفَرَةُ الْكِرَامُ الْبَرَرَة و الرَّقِيب و الْعَتِيد و غير ذلك . و آنچه از گفتار خداوند در كتابش ، و از احاديث شايعه مسلّمه درباره صفات و اعمالشان بدست ميآيد آنست كه اوّلًا : ملائكه موجودات گرامى و گرانقدرى هستند كه واسطه بين خدا و اين عالم شهادت ميباشند . هيچ حادثه‌اى از حوادث و هيچ واقعه‌اى از وقايع نيست ، چه كوچك و چه بزرگ ، مگر آنكه ملائكه در آن دخالت دارند ، و بر آن واقعه بحسب يك