السيد محمد حسين الطهراني

215

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

مرد ملكوتى ، و انسان جبروتى ، و بشر لاهوتى ، كه سرش را در حرم امن و امان خداوندى و پايش را بر فرق عالم ناسوت و طبيعت نهاده است ، يعنى مُحمّد ابن عبد الله و دوازده خليفه و جانشين بر حقّش كه گفتار و كردارشان مسطور و مضبوط است ، يكى شده‌اند . فلسفه همراه با عرفان ، و هر دو مؤيِّد و مُسَدِّد شرع قويم ، همگى براى ما جاهلان و كوران اين نشأه مادّه و مزاج ، و عالم كون و فساد ، راهگشا و راهنما به سوى حرم اصلى و موطن جاويد ، و وصول به مقام عزّ حضرت احديّت و علوّ سرمديّت گشته‌اند . إلَهِى هَبْ لِى كَمَالَ الانْقِطَاعِ إلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَآءِ نَظَرِهَا إلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ . « 1 » « بار خدايا نهايت درجه و آخرين مرتبه بريدگى از ما سواى خودت ، و دلبستگى و وابستگى به خودت را به من عنايت كن ! و چشمان دل ما را به

--> ( 1 ) از جمله فقرات مناجات شعبانيّه است كه سيّد ابن طاووس در « إقبال » طبع سنگى ، ص 685 ، از ابن خالوَيْه نقل كرده است و گفته است كه : نام ابن خالَوَيه ، حسين بن محمّد و كنيه‌اش أبو عبد الله است ، و نجاشى گفته است : عارف به مذهب ما بوده است و در علوم عربيّت و لغت و شعر استاد بوده است و در حَلَب سُكنى گزيده است . و محمّد بن نجّار در « تذييل » او را ذكر كرده ، و ما كلام او را در جزء سوّم از « تحصيل » آورده‌ايم . و در آنجا گفته است : حسين بن خالويه پيشوا و يگانه افراد در روزگار در هر يك از اقسام علوم و ادب بوده است ، و به سوى او براى كسب علم و كمال از آفاق كوچ ميكرده‌اند ، و در حلب اقامت گزيد . و آل حمدان وى را احترام و اكرام مينمودند . و در آنجا از دنيا رحلت كرد . ابن خالويه گفته است : اين مناجاتى است كه أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب و ائمّه طاهرين از اولاد او عليهم السّلام در ماه شعبان آن را قرائت ميكرده‌اند . و تمام مناجات را كه از شيواترين دعاها و دلنشينترين اسرار عاليه عرفانى است و تقريباً مفصّل است ، نقل نموده است .