السيد محمد حسين الطهراني
216
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
درخشش نظر به سويت نورانى فرما ؛ تا آنكه ديدگان دلها حجابهاى نورانى را پاره كند و به معدن و منبع عظمت و اصل گردد ، و جانهاى ما به مقام عزّ پاكى و قدس تو بسته گردد . » اين نواحى مختلف از اشكال ، چهار ناحيه بود كه در توضيح و تشريح اشكال ششم بر صاحب مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت آورديم . بايد دانست كه : صاحب مقاله در اين مطالب مستقيماً به نفى اين امور نپرداخته است ؛ و آنچه ايشان به عنوان روش تفسيرى مرحوم طالقانى و مقايسه آن با روش تفسيرى مرحوم علّامه طباطبائى آوردهاند ، در حقيقت صغرائى است براى قياسى كه ميگويد : « اگر مقدّمات علمىِ مفسّر و معلومات وى از علوم تجربى و يا علوم عقلى تفاوت كند ، فهم او از كلام الهى متفاوت مىشود ؛ پس بايد گفت : فهم واحد و ثابت و صحيح از قرآن و متون دينى معنى ندارد . » و اين خطرناكترين و مخرّبترين سخن ايشان است كه فهم صحيح از دين را به دليل اختلاف فهمها منكر مىشود . امّا چون در عين حال ، ضمن اين نتيجهگيرى غلط ، جنبه تفسير مرحوم طالقانى را تأييد و تقويت كرده بود ، لازم بود براى تخريب آن سبك از تفسير ، اين نقدها به عمل آيد .