السيد محمد حسين الطهراني
135
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
چنين فقيهانى كه جامع بين علم ظاهر و باطن و ميان علم و عمل هستند ، بايد مربّى طلّاب و حوزهها باشند . آنها علم حقيقى را از جانب حضرت ربّ ميگيرند و بر متعلّمين پخش ميكنند . شبها در محراب عبادت قيام دارند و با پاى محكم و استوار به كرنش و نيايش به درگاه حضرت معبود ، دلهايشان مجذوب جذوات إلهيّه و سبحات ربّانيّه مىشود ؛ و روزها آنچه را كه گرفتهاند پس ميدهند و در اين عالم وسيع شنا مينمايند و به عالم وجود إفاضه فيض مينمايند . إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلًا * إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا . « 1 » « تحقيقاً آنچه در شب ميرسد ، براى تو گامى استوارتر و گفتارى پايدارتر است . و تحقيقاً از براى تو در روز مجال واسعى است كه در اين عالم كثرات شنا كنى ( و آنچه را كه در شب گرفتهاى ، در روز مصرف نمائى » . ) علم مجازى همچون ناودانِ سوراخ است ، و علم حقيقى همچون آب حيات و بنابراين ، اجتهادى كه فقط از روى قواعد صورت گيرد ، اجتهادى فرمولى مىباشد . اين اجتهاد همچون ناودان است كه آب حيات نيست . اگر هم آبى فرضاً در وى جارى گردد و حكم مطابق با واقع در آيد ، ظرف و وسيله براى گذر آن آب حيات بوده است . و خداى ناكرده اگر اين ناودان شكسته و پاره
--> ( 1 ) آيه 6 و 7 ، از سوره 73 : المزّمّل