السيد محمد حسين الطهراني
136
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
شود ، خرابيهاى آن بى شمار است . مولانا در دفتر پنجم « مثنوى » گويد : علم چون در نور حقّ پرورده شد * پس ز علمت نور يابد قوم لُدّ هر چه گوئى باشد آن هم نور پاك * كاسمان هرگز نبارد سنگ و خاك آسمان شو ابر شو باران ببار * ناودان بارش كند نبود به كار آب اندر ناودان عاريّتى است * آب اندر ابر و دريا فطرتى است فكر و انديشه است مثل ناودان * وحىِ مكشوفست ابر و آسمان آب باران ، باغ صد رنگ آورد * ناودان همسايه در جنگ آورد « 1 » و همچنين در دفتر دوّم گويد : علم تقليدى بود بهر فروخت * چون بيابد مشترى خوش برفروخت مشترىّ علم تحقيقى حق است * دائماً بازار او با رونق است لب ببسته مست در بيع و شرى * مشترى بيحد كه اللهُ اشْتَرَى درس آدم را فرشته مشترى * محرم درسش نه ديو است و پرى آدَم أنْبِئْهُمْ بِأسْما درس گو * شرح كن اسرار حقّ را مو به مو « 2 » روايات دربارهء صاحبان علوم ظاهرى و مجازى روايتى عجيب از حضرت صادق عليه السّلام وارد است كه حقّاً موجب تنبيه و بيدار باش است : در « وافى » از « كافى » از محمّد ، از ابن عيسى ، از ابن فضّال ، از علىّ ابن عقبة ، از عُمَر از حضرت أبى عبد الله عليه السّلام روايت است كه : راوى گفت :
--> ( 1 ) « مثنوى » ملّا جلال الدّين رومى ، طبع ميرخانى ، ج 5 ، ص 485 ، سطر 2 تا 4 ؛ و از طبع ميرزا محمودى : ص 498 ، سطر 12 تا 14 ( 2 ) « مثنوى » ج 2 ، ص 185 ، سطر 22 و 23 ؛ در « إحيآء العلوم » ج 1 ، ص 17 گويد : رسول خدا صلّى الله عليه و آله به وابِصَة گفتند : اسْتَفْتِ قَلْبَكَ ؛ وَ إنْ أفْتَوْكَ ! وَ إنْ أفْتَوْكَ ! وَ إنْ أفْتَوْكَ ! « تو خود از دلت استفتا كن و مسائل را بپرس ؛ و اگرچه براى تو ديگران فتوى دهند ! و اگرچه براى تو ديگران فتوى دهند ! و اگرچه براى تو ديگران فتوى دهند ! »