السيد محمد حسين الطهراني

96

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

گوئى دين جز در آن جغرافيا نميرويد و نميماند . نه علم تاريخ ( كه مدخل ، و بل مدرس انسان شناسى است ) قدر دارد و بر صدر مينشيند ، نه از طبيعت شناسى و انسان شناسى و جامعه شناسى و معرفت شناسى نوين در آنجا خبرى است . و هنوز كه هنوز است علم اخلاق را بر مبناى روانشناسى قدما تدريس ميكنند . « 1 » قبل از پاسخ لازم است عين فرمايش حضرت استادنا الاكرم علّامه آية الله طباطبائى قدَّس اللهُ سرَّه را كه در كتاب نفيس « قرآن در اسلام » آورده‌اند بياوريم ، و سپس به بحث بپردازيم : قرآن تنها كتاب آسمانى است كه اوّلًا زندگى سعادتمندانه انسانى را با طرز زندگى بيآلايش و پاك انسان فطرى ( طبيعى ) مساوى ميداند ، و ثانياً بر خلاف بيشتر يا همه روشها كه برنامه خدا پرستى انسان را از برنامه زندگى تفكيك ميكنند ، برنامه دينى را همان برنامه زندگى قرار داده ، در همه شؤون فردى و اجتماعى انسان مداخله نموده ، دستوراتى مطابق واقع بينى ( جهانبينى - خدا شناسى ) صادر مىكند . و در حقيقت افراد را به جهان ، و جهان را به افراد ميسپارد ؛ و هر دو را به خدا . « 2 » اينك وارد در شرح جواب ميشويم : شرح إشكال ، در ضمن سه مطلب بايد دانست كه اوّلًا : مراد از علمى كه در اسلام و قرآن و روايات مستفيضه بل متواتره كه در سنّت رسول الله و ائمّه هدى عليهم صلوات الله تأكيد و ترغيب بر فراگيرى آن شده است چيست ؟ ! ثانياً : رسالت و تعهّد حوزه‌هاى علميّه دينيّه بركدام اساس از اصول تعليم و تربيت بنا نهاده شده است

--> ( 1 ) ! ؟ مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت ، « كيهان فرهنگى » شماره 50 ، ارديبهشت 67 ، شماره 2 ، ص 17 ، ستون اوّل ( 2 ) « قرآن در اسلام » طبع اوّل ، ص 61