السيد محمد حسين الطهراني
22
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
تن ز جان نبود جدا ، عضوى ازوست جان ز كلّ نبود جدا ، جزوى ازوست « 1 » [ مفاد آيه ، خلاف قول به تركيب انسان از روح و بدن است . ] و بنا بر آنچه از اين آيه كريمه بدست مىآيد ، آنچه را كه قدماء از حكماء مىگفتهاند كه : چون انسانى بخواهد موجود شود ، در وهلهء نخستين وجود جنينى او تحقّق مىيابد ، تا به سرحدّى كه مستعدّ براى ولوج و دميدن روح مىشود ؛ در آن وقت در يك آن بلافاصله خداوند متعال نفس را ايجاد مىكند و از عالم بالا و تجرّد به مادّه تعلّق مىدهد ، خلاف مفاد آيه مباركه است . قدماء مىگفتند : انسان مركّب است از روح و بدن ؛ ولى آيه مباركه « تركيب » را نمىرساند ، بلكه با صراحت « تبديل » را مىرساند . از عظمت و جلالت قرآن مجيد همين بس كه فيلسوفانى مانند بوعلى سينا كه جهانى از انديشه بودند به اين نكته پى نبرده ، و تا هزار سال در كتب بر اساس همان مشى قدماء قائل به تركيب انسان از روح و بدن بودند ؛ تا اين فيلسوف شيرازى پرده از راز قرآن برداشت ، و حركت در جوهر را با اتّكاء به اين آيه وافى هدايه با ادلّهاى روشن و استوار مبرهن ساخت . بوعلى سينا شيخ الرّئيس در اشعار معروف و مشهور خود كه به قصيدهء عينيّهء و رقائيّهء او شهرت دارد در مطلعش مىگويد : هبطت إليك من المحلّ الأرفع * ورقاء ذات تعزّز و تمنّع ( 1 ) محجوبة عن كلّ مقلة عارف * و هي الّتى سفرت و لم تتبرقع ( 2 ) « 2 »
--> ( 1 ) « شرح منظومهء سبزوارى » طبع ناصرى ، ص 298 ، در حاشيهء غرر نفس ناطقه ذكر نموده است . ( 2 ) تمام اين قصيده را در « لغتنامهء دهخدا » در مادّهء أبو على سينا ، ص 653