السيد محمد حسين الطهراني

14

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

به بحثى اجمالى براى اثبات اعجاز قرآن و نگرش آن در دعوت بشريّت به تفكّر در آفرينش و كاخ صنع و آيات آفاقى مىپردازيم . [ آيه اوّل ( نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ ) ؛ اشارهء قرآن به تمركز شخصيّت انسان در « نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ » ] امّا دربارهء آيه اوّل : إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً . « 1 » « ما انسان را از نطفهء مختلط و درهم آفريديم ، درحالىكه وى را از حالى به حالى مبدّل ساختيم ؛ تا در نهايت او را شنوا و بينا قرار داديم . » [ تفسير علّامه در « الميزان » نطفة أمشاج نبتليه را ] حضرت استاد گرامى ما در تفسير فرموده‌اند : « نطفه در اصل به معناى آب اندك است ، ولى در استعمال به معناى آب حيوان نرى كه از آن هم‌جنس آن توليد مىشود غلبه پيدا نموده است . و أمشاج جمع مشيج و يا مشج با دو فتحه و يا فتحه و كسره [ مَشَج و مَشِج ] به معناى مختلط و ممتزج است . و نطفه را يا به اعتبار اجزاى مختلفش ، و يا به اعتبار اختلاط آب نر و ماده ، به وصف امشاج توصيف نموده است . و ابتلاء نقل چيزى است از حالى به حالى و از طورى به طورى ، مانند اختلاف حالات طلا در بوتهء زرگرى . و مراد از ابتلاى انسان در خلقتش از نطفه ، همانست كه در چندين جا خداوند در كلامش از آن سخن رانده است كه نطفه را آفريد و سپس آن را عَلَقه نمود ، و علقه را مضغه كرد تا آخرين اطوارى كه بر آن طارى مىشود ؛ تا برسد به آنجا كه آن را خلقى ديگر و آفرينشى جداگانه بنمايد . و بعضى گفته‌اند : مراد از ابتلاء ، امتحان انسان است به تكليفى كه به وى شده است . و اين سخن ، نادرست است ؛ زيرا بر آن تفريع فرموده است قول

--> ( 1 ) آيه 2 ، از سورهء 76 : الإنسان