السيد محمد حسين الطهراني

7

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

اللّهم أنت السّلام و منك السّلام و إليك يرجع السّلام . « 1 » [ تمام مراتب حقّ ، از خداوند است ] حضرت استاد قدّس الله نفسه ، به يك اشاره ، استنتاج دقيق و عميقى از آيه‌اى از قرآن نموده‌اند ؛ كه حقّا بايد در برابر سعهء نفس ، و ادراك لطيف ، و ذكاء عجيب ايشان در فهم دقائق آيات قرآنيّه زانو زد . دربارهء آيه مباركهء : الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ . « 2 » « حقّ از پروردگار تست ؛ بنابراين از شك‌ّآورندگان مباش ! » فرموده‌اند : « اين جملهء الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ « حقّ از پروردگار تست » از بديع‌ترين بيانات قرآن است ، چون حقّ را مقيّد به « من » نموده كه دلالت بر ابتدا مىكند : « حقّ از پروردگار تست » و مقيّد به چيز ديگرى نكرده است . مثلا نفرموده است : الحقّ مع ربّك « حقّ با پروردگار تست » زيرا در اين جملهء بحسب حقيقت ، شائبهء شرك و نسبت عجز به سوى خداوند متعال است . و علّتش آنست كه : اين گفتارهاى حقّه و قضاياى واقعيّه و ثابته هر چه باشد ( حتّى اگر ضروريّه و غير قابل تغيير از اصالتش بوده باشد ؛ مثل آنكه مىگوئيم : عدد چهار زوج است و عدد واحد نصف عدد دو است ، و امثال اينها ) مع‌ذلك انسان همهء آنها را از حقيقت خارج كه تحقّق در وجود دارد بهره‌بردارى نموده و اخذ مىكند ، و تمام وجود از خداوند متعال است . پس حقّ ، تمام مراتبش از خداست ؛ همان‌طوركه خير تمام مراتبش از

--> ( 1 ) « مجالس المؤمنين » طبع سنگى ، ص 284 ، مجلس ششم ؛ و معناى بيت اوّل و دوّم اينست : اى آنكه هم در ظهورات ، و هم در اشراقت بسيار واضح و هويدائى ؛ كيست جز تو در آيات انفسيّه و آفاقيّه ؟ ! در تمام كائنات غير از تو چيزى وجود ندارد . تو خورشيد تابان قريب به ظهر هستى ؛ و غير از وجود تو همگى سايه‌اند . ( 2 ) آيه 60 ، از سورهء 3 : آل عمران