السيد محمد حسين الطهراني

33

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

مىبرند ؛ پس چرا ما به قرآن روى نياوريم ؟ و اين چراغ تابان را مشعل پرفروغ راه خود قرار ندهيم ؟ ما كه بالعيان مىبينيم قرآن هم همگام با همين تحقيقات علمى و تاريخى شما ، پرده از روى جهالت و خيانت ارباب كليسا برمىدارد ، و آنان را مردمى طمّاع معرّفى مىكند ، و تورات و انجيل را دست‌برده مىشمارد ؛ چرا به واقعيّات اين قرآن روى نياوريم ؟ ! شما كه معتقديد به دو طلوع تمدّن غرب و تحرّك آنها ، از علوم اسلامى : حكمت ، و فلسفه ، و نجوم ، و طبّ ، و تاريخ ، و فيزيك و شيمى و غيرها بوده است ، چرا از اين غذا بخوريم و سپس نمك‌حرامى نموده كاسه‌اش را بشكنيم ؟ ! نتيجهء اين تندرويها آنست كه امروزه با چشم مىبينيم دنيا در ورطه‌اى سقوط كرده است كه راه خلاصى از آن نيست . گاليله‌ها و نيوتن‌ها و انيشتين‌ها همه و سائر همقطارانشان بر اين نكبت و ذلّتى كه براى جهان هديه آورده‌اند ، زانوى غم در بغل كرده ، زار زار مىگريند . قرآن علوم تجربى و نظرى و رياضى را تعديل مىدهد و براى كمال نفس انسانى استخدام مىكند ، نه براى زيان و تعدّى و افراط ، و چرخ طيّار ماشين حركت بشرى را به طورى به سرعت در مىآورد كه در هر آن بتواند آن را كنترل نموده و به حسابش برسد ؛ نه آنكه اين چرخ چنان شتاب گيرد تا ماشين و كارخانه و مؤسّسه و تمام كارگران و صاحب‌كار را درهم بكوبد ، و كاخ مسمّاى به تمدّن را بر سرشان فرودآورد . [ عيسى و موساى واقعى را ، قرآن معرّفى مىكند ] ما به إرنست رنان و همفكرانش مىگوئيم : عيسائى كه از روى انجيل و تاريخ بدست آورده‌اى ، عيساى پيامبر الهى نيست ! و موسائى كه از روى تورات و كنجكاوى از تاريخ بدان رسيده‌اى موساى واقعى نيست ! امّا قرآن كريم عيسى