السيد محمد حسين الطهراني

34

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

و موساى واقعى را بدون هيچ پيرايه و نسبت زشت ، و بدون هيچ انحراف و معصيت در فعل و در عقيده معرّفى مىكند . چرا شما در هنگام بازگشت از شام به پاريس و تدريس درس عبرى ، از قرآن سخن به ميان نياوردى ؟ و آياتى را كه از عيسى در سورهء مريم و آل عمران است « 1 » ، و آياتى را كه از موسى در سورهء

--> ( 1 ) حضرت آية الله علّامه طباطبائى قدّس الله سرّه الشّريف ، گهگاهى براى ما آيات آخر سورهء مائده را مىخواند ؛ قدرى با تأنّى و آرام ، و چنان در وجد و حال مىرفت كه حدّ نداشت . و كرارا مىفرمود : اين آيات از جهت سياق و طريق تخاطب و نشان دادن مقام ربوبيّت حقّ و عبوديّت مسيح بن مريم و ملاحظهء ادب در موقف الهى غوغا كرده است : وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ * ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ * إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ * قالَ اللَّهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ * لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما فِيهِنَّ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . « و اى پيغمبر ما ! ياد بياور زمانى را كه خدا گفت : اى عيسى پسر مريم ! آيا تو به مردم گفتى : مرا و مادرم را بپرستيد ، غير از خداوند ؟ ! عيسى گفت : خداوندا ! تو پاك و منزّهى از آنكه كسى در عبادت شريك تو شود . گفتارى كه حقّ نيست ، در توان و قدرت من نيست كه بگويم . اگر من گفته بودم ، تحقيقا تو دانسته بودى ! آنچه را كه من در نيّت دارم تو از آن خبر دارى و ليكن آنچه را كه تو در نيّت دارى من از آن بىخبرم . و فقط و فقط تو هستى كه به پنهانىها و غيب‌ها علم و اطّلاع دارى ! من به آنها نگفتم مگر همان چيزى را كه تو به من امر نمودى كه خداوند را كه پروردگار من و پروردگار شماست بپرستيد ! و من گواه و ناظر بر احوال و اعمال ايشان بودم تا وقتى كه در ميان آنها بودم ؛ پس چون تو مرا به سوى خود بردى فقط و فقط تو مراقب و پاسدار آنان بودى ! و تو هستى كه بر هر چيز حاضر و ناظرى . اگر مردم را در اثر اين خطايشان عذاب كنى ، ( اختيار با تست ) چون آنها بندگان تو هستند -