السيد محمد حسين الطهراني
27
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ذلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ . « 1 » « و كسانى كه با زنهاى خود ظهار كنند « 2 » و از گفتهء خود برگشت نمايند ، كفّارهء گناهشان آنست كه پيش از آنكه با هم آميزش نمايند بايد يك بنده آزاد كنند . اين حكمى است براى موعظهء شما كه ديگر گرد چنين كارى نگرديد ؛ و خداوند از آنچه شما انجام مىدهيد با خبر است ! » محدود قرآن : عبارت است از مقيّد . يعنى حكمى ، با قيدى و حدّى آمده است . و استعمال محدود به جاى مقيّد در غايت فصاحت است . مثل آزاد كردن بندهء مؤمن و عدم كفايت بندهء كافر . وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ . « 3 » « و كسى كه مسلمان با ايمانى را بكشد از روى خطا ( نه از روى تعمّد ) كفّارهء وى آنست كه : يك بندهء مؤمن در راه خدا آزاد كند ، و يك ديهء ( پول خون ) كامل به وارثان مقتول بپردازد . » محكم قرآن : آياتى است كه دلالت آنها بر معنايشان صراحت دارد . مثل آيه شريفهء : قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ . « 4 »
--> ( 1 ) - آيه 3 ، از سورهء 58 : المجادلة ( 2 ) - ظهار يكى از أعمالى است كه أعراب جاهلى بجا مىآوردند ؛ به زن خود با قصد انشاء جملهاى مىگفتند كه او را از مجامعت خود محروم ، و بهمنزلهء مادر خود قرار مىدادند : أنت منّى كظهر امّى . « نسبت تو با من ، به مثابهء نسبت مادر من است با من . » اسلام اين عمل را تحريم نمود . و براى مردى كه با زوجهاش چنين عبارتى بگويد ، كفّاره معيّن كرد كه قبل از تماسّ و آميزش با زن ، يك بنده آزاد كند . ( 3 ) - قسمتى از آيه 92 ، از سورهء 4 : النّساء ( 4 ) - آيه 1 ، از سورهء 112 : الإخلاص