السيد محمد حسين الطهراني
78
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ . تمام آيات قرآن از اين قبيل است . انحصار به يك آيه ، و دو آيه ندارد . اگر ما در عمل روزمرّه ، و برنامه عملى خود قرآن را پياده كنيم ؛ خواهيم ديد به همين نهجى كه مذكور شد ؛ هر آيهاى از آن شفادهندهء دردى ، و تسكيندهندهء رنجى ، و آرامش بخشنده دلى است ؛ كه در پرتو آن همه دلها آرام ؛ و همه جانها شفا خواهند يافت . از اينجا معلوم شد كه معناى شفاعت قرآن چيست ؟ زيرا كه قرآن را شافع و شفيع گويند . شفع به معناى زوج و جفت است ؛ در مقابل وتر كه به معناى تك و واحد است . در كارى كه انسان به تنهائى نتواند انجام دهد ؛ و از عهده برآيد ؛ كمك مىگيرد . آن كمك را شافع و شفيع گويند . يعنى در أثر جفت شدن او در آن أمر ، انسان نيرو مىگيرد ؛ و با معاونت و با ضميمهء نيروى او ، از عهدهء كار برمىآيد . إنسان با عقل خود ، و با طبع و اراده و حسّ خود ، و با اختيار خود ، به تنهائى نمىتواند راه خدا را بپيمايد . گمراه مىشود ، و در مشكلات مادّى و طبعى و معنوى خسته و زبون مىشود . قرآن است كه مىآيد و قوّهء انسان را مضاعف مىكند . و او را در سير و طىّ طريق مدد مىكند . عينا مانند قطارى كه يك لوكوموتيو از كشش آن برنمىآيد ؛ يك لوكوموتيو ديگر به آن مىبندند . اين لوكوموتيو شفيع است . يعنى زوج و جفت كمك كار در كشيدن قطار . درشكهاى كه با يك اسب راه نرود يك اسب ديگر بنام شفيع بر آن اضافه مىكنند ؛ و هر دو با هم درشكه را مىكشند . عملهاى كه به تنهائى نتواند تير آهنى را بلند كند ، براى خود شفيع و شافع مىگيرد ؛ و به مدد او بلند مىكند . آيات قرآن كه همه دلالت و راهنمائى ، و دارو ، و نور ، و شفا ، و غذاى معنوى است ؛ در هريك از مراحل زندگى وارد مىشود ؛ و دست انسان ناتوان را مىگيرد ؛ و او را در انجام كار ، و وصول به مقصد و مقصود اعانت مىنمايد .