السيد محمد حسين الطهراني
72
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
مردم لاابالى قرار دادن ، و سينهزنىهاى متّصل با مقامات مملكتى و دربارى نمودن ، و بالأخره دهها بلكه صدها نظير اين مسائل كه همهروزه مواجه با آن بوديم ؛ از نظر مستقلّ خود دور بدارم ؛ و بدست افرادى بسپارم كه به نام داشمحلّ و گردن كلفت پولدار وجيه الملّة ، مىخواستند و پيوسته مىخواهند امور مسجد را به نظر خود كنند ؛ و إمام جماعت را گرچه داراى مقام علمى باشد ، تابع و مطيع خود نمايند ؛ و با سلامها ، و صلواتها ، و نشستن در فراز مجالس ، و دعوت به ميهمانيها ، و خواندن خطبههاى عقد در عروسىها ، و رفتن در فاتحهها ، و تشييع جنازههاى خداناپسندانه ، او را مسخّر نموده ، و به مرض عوامزدگى و أمثاله مبتلا سازند . از يكى از ائمّهء جماعت همان محلّ ما نقل شد كه گفته بود : بازاريها مىخواهند هر دانه از ريش إمام جماعت خود را ، خودشان هريك جداگانه در دست بگيرند ؛ و هر كدام به سوى خاصّى كه مقصدشان است بكشانند . اين حقير در مدّت طولانى كه پس از مراجعت از نجف أشرف ، تا زمان هجرت به أرض أقدس رضوى عليه السّلام كه بيست و چهار سال طول كشيد ؛ در اين مسجد ساعى و كوشا بودم كه در حدود قدرت ، مسجد را به وضع خداپسندانه ، آرام دور از ريا ، و محلّ تفسير ، و موعظه ، و أخلاق و معارف الهيّه درآورم ؛ و لله الحمد ، همينطور هم شد ؛ و از مساجد بنام و انگشتنمائى بود كه برنامههاى دين بوجه أحسن در آنجا عملى مىشد . معلوم است در اين خطّ مشى نيز مخالفانى وجود دارند كه كارشكنى مىكنند ؛ و البتّه دستگاه حاكميّت جائر به هيچوجه اين خطّ مشى را نمىپسنديد ؛ بلكه خلاف و ضدّ آن را متوقّع بود ؛ و مستقيما هم كه نمىتوانست دخالت كند . فلهذا بوسيلهء همين افرادى كه در هيئت مديريّت مسجد بودند ؛ و عنوان محلّى داشتند ، مىخواست منظور و مطلوب خود را بدست آورد ؛ و از اين روى پيوسته در كشمكش و گيرودار بوديم .