السيد محمد حسين الطهراني
73
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
گيرودار و كشمكشى كه جانكاه و كوبنده است ؛ فرسوده و خسته مىسازد ؛ و از پاى در مىآورد . بنده در تمام اين مراحل خود را در بين سه أمر مىديدم : أوّل : دست از صدق و حقّ برداشتن ؛ و تابع وضع و محيط و خواستههاى آنان شدن ، كه اين مستلزم فروختن دين به دنيا بود ؛ و مبادله و معاوضهء واقعيّت با أمور اعتباريّهء موهومه . دوّم : تعطيل و از كار بر كنار رفتن ؛ و اين مستلزم سپردن مسجد را بود بدست افرادى كه طبق رضاى شيطان مىخواهند امور دين را اداره كنند . سوّم : دندان بر روى جگر نهادن ، و صبر در مشكلات ، و متحمّل امور شاقّه بلكه ما لا يطاق . خداوند ما را در اين أمر سوّم نهاد ؛ و لله الحمد و له الشّكر كه آنچه از ما كاسته شد ، دنياى ما بود ، سلامتى مزاج از دست رفت ، راحت و آسايش سلب بود . ولى در دل إيمان قوى به صحت كار ، و عدم تنازل برخواستههاى آنان بود . خداوند هم كمك فرمود ، و إرشاد و ارائهء طريق مىفرمود ؛ و دلدارى و تقويت مىنمود . در يكى از مراحل كشمكشها و تضارب نفسانى كه بين حقير و يكى از سرشناسان محلّ قرار گرفت ، و در أمرى خداناپسندانه ، درگيرى نفسانى و باطنى ، بدون تضارب خارجى و دعواى ظاهرى ، بين ما به ميان آمد ؛ او در يك صفحه بزرگ كاغذ ماشين كرده ، خطاب به حقير نموده ؛ و با جملات مكرّره حضرت آية الله : حضرت آية الله : سيّئات ما را به نظر خود برشمرد ؛ و به من و پدر من بد گفت ؛ و از هر زشتى و نسبت قبيحى خوددارى نكرد . و خلاصه در اين صفحه غير از فحش خواهر و مادر آنچه تصوّر شود بود . و حتّى نوشته بود : شما با اين اعمالتان مىخواهيد دست مرا از مسجد كوتاه كنيد ! ولى محال است من دست بردارم ؛ و زندهام تا شما را مانند پدرتان به همان آرامگاه ابدى ببرم ؛ و دفن كنم ؛ و خود در