السيد محمد حسين الطهراني
64
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
زن عالمى هستى كه ديگرى به تو علم نياموخته است ؛ و زن با فهم و درايتى هستى كه كسى تورا تفهيم ننموده است ! ) زينب مجالس زنانه در مدينه داشت ؛ و زنان را تربيت به قرآن و حديث و
--> - ما كان ذاك جزائى از نصحت لكم * أن تخلفونى بسوء فى ذرى رحم إنّى لأخشى عليكم أن يحلّ بكم * مثل العذاب الّذى اودى على ارم در اينجا حضرت سجّاد او را أمر به سكوت فرموده ، گفت : يا عمّتاه اسكتى ففى الباقى من الماضى اعتبار ؛ و أنت به حمد الله عالمة غير معلمة ، فهيمة غير مفهّمة : إنّ البكاء و الخين لا يردّان من قد أباده الدّهر . فسكتت ، ثمّ نزل عليه السّلام و ضرب فسطاطه ، و أنزل نساءه ، و دخل الفسطاط ( نفس المهموم ، ص 247 و ص 248 ) اين چهار بيت همانطوركه ديديم ، مرحوم محدّث قمى در نفس المهموم از حضرت زينب كبرى عليها سلام الله در خطبه كوفه روايت كرده است ؛ و مصدر آن را احتجاج شيخ أبو منصور طبرسى ذكر كرده است . و شيخ مفيد در ارشاد ، طبع سنگى ص 270 سه بيت اول را به امّ لقمان دختر عقيل در مدينه نسبت داده است مفيد گويد : امّ لقمان دختر عقيل بن ابى طالب رحمة الله عليهم چون خبر مرگ حسين عليه السلام را شنيد ، با سر برهنه بيرون دويد ( حاسرة ) و با او خواهرانش : امّ هانى و اسماء و رملة و زينب . دختران عقيل بن ابى طالب بودند . او بر كشتهشدگان خود در كربلا مىگريست و مىگفت : ما ذا تقولون ان قال النبى لكم تا آخر سه بيت و همين روايت مفيد را محدّث قمى ، در منتهى الآمال ج 1 ص 302 روايت كرده است . و طبرى در تاريخ خود ، ج 5 ص 466 و ص 467 از طبع دوّم ، دار المعارف مصر ؛ و همچنين ابن أثير در كامل ، طبع اول ج 3 ص 300 ، و از طبع دوّم بيروت 1385 هجرى ج 4 ص 88 و ص 89 گويند كه : چون نداى قتل حسين را در مدينه بشير داد ؛ زنان بنى هاشم صيحه كشيدند ؛ و دختر عقيل بن ابى طالب با زنان همراهش با سر برهنه كه لباسش برگشته بود ( حاسرة تلوى ثوبها ) از منزل بيرون شده ؛ و اين سه بيت را خواندند . و أمّا ابن كثير در البداية و النهاية ، ج 8 ص 197 و ص 198 از هشام از أبو مخنف روايت كرده است كه : چون اسراى أهل بيت را به مدينه حمل دادند ؛ و آنان داخل مدينه شدند ؛ زنى از بنى عبد المطّلب با موى پريشان درحالىكه آستين خود را بر سرش نهاده بود ؛ گريان اسيران را ملاقات كرد ؛ و اين سه بيت را انشاء نمود . و أبو مخنف از سليمان بن أبى راشد از عبد الرحمن بنن عبيد أبى الكنود روايت كرده است كه : گويندهء اين أبيات ، دختر عقيل بوده است . و همچنين زبير بن بكّاد روايت كرده است كه : زينب صغرى دختر عقيل بن ابى طالب چون آل حسين عليه السّلام را در مدينه نبويّه وارد كردند ، اين أشعار را گفت . و أبو بكر انبارى با اسناد خود روايت كرده است كه : زينب دختر عليّ بن ابى طالب از فاطمة - كه زوجهء عبد الله بن جعفر ، و مادر پسران او بود . شكاف وسط پرده و چادر را در روز كربلا ، همان روزى كه حسين شهيد شد ، بالا زده ، و اين أبيات را سرود فاللّه أعلم .