السيد محمد حسين الطهراني
63
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
لطيف زنان ، در مجالس بزم ، با صداى ظريف و لحن نمكين آنها كه صيّاد دلهاست ، قياس كنيد ؟ ! أبدا ، أبدا . اين قياس مع الفارق ؛ نه يك فارق ؛ بلكه هزار فارق دارد . اين عمل زينب عمل استثنائى بود ، كه در كوفه و شام در مجلس يزيد پرخاش كرد ، و سخن گفت ؛ نه قبل ، و نه بعد ، از زينب ديده نشد كه : در ميان مردان سخن بگويد ؛ او دخت شيرمردان ، و دخت مركز عفّت و حياست ، از دو پستان زهراء شير نوشيده ، و در دامان وى پرورش يافته است . زينب كبرى پنجاه و پنج سال داشت كه در صحراى كربلا حضور يافت . زيرا از حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام دو سال كوچكتر بود . و چون وفاتش در ماه رجب سنهء شصت و دو يعنى يك سال و نيم بعد از واقعهء عاشورا مىباشد ؛ بنابراين ، عمرش نيز قريب عمر برادرش : حسين عليه السّلام بود « 1 » . زينب سلام الله عليها ، در اين مدّت عمر طولانى در مدينه بود ؛ و يكبار ديده نشد كه در مجالس مردان شركت كند ؛ و سخنرانى نمايد ؛ و براى آنان ، و يا براى مجالسى كه زن و مرد هر دو صنف وجود دارند ، تفسير و حديث بيان كند . با آنكه عالمهء أهل بيت بود ، و حضرت سجّاد عليه السّلام به او گفت : يا عمّتاه أنت به حمد اللّه عالمة غير معلّمة و فهمة غير مفهّمة « 2 » ( اى عمّه جان ! تو به حمد الله
--> ( 1 ) در موسوعة آل النبى عليه السّلام كتاب السيّدة زينب : بطله كربلاء ص 756 گويد : سيّدة زينب در شام روز يكشنبه كه چهارده روز از ماه رجب گذشته بود ، در سنهء 62 هجرى على أرجح الاقوال رحلت نموده . ( 2 ) - اين گفتار حضرت امام زين العابدين عليه السّلام است بعد از آنكه زينب سلام الله عليها در خطبهاش بطور تفضيل پرده از زشتىهاى بنو اميّه و از بىعهدى و پيمانشكنى كوفيان برداشت ؛ و خطبهء خود را بدينجا رسانيد كه اين ابيات را النشاد كرد : ما ذا تقولون إذ قال النبى لكم * ما ذا صنعتم و أنتم آخر الأمم بأهل بيتى و أولادى و تكرمتى * منهم اسارى و منهم ضرجوا بدم -