السيد محمد حسين الطهراني

390

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

--> القرءان و حشرناها فيه أوّلا ، فلا يمكننا أن نعرف الهداية من الضّلال ، لاختلاط الموزون بالميزان فلا يدرى ما هو الموزون من الموزون به . اريد أن يكون القرءان أصلا يحمل عليها ، و يرجع بالتّأويل و التّحريف إليها كما جرى عليه المخذولون و تاه فيه الضّالّون - انتهى . ( ص 54 ) « اگر آنچه در افكار و آراء ماست از اعتقادات ، با كتاب خدا سنجش دهيم و توزين نمائيم بدون آنكه اوّلا آنها را در كتاب خدا داخل كنيم ، معلوم مىشود كه آيا ما از راه‌يافتگانيم يا از گمراهان . و امّا اگر آنچه در افكار و آراء ماست در قرآن داخل نمائيم و با قرآن اوّلا جمع و ممزوج كنيم ، ديگر براى ما امكان ندارد كه هدايت را از ضلالت بازشناسيم . چون در اين فرض ، چيز وزن‌شده با اصل ميزان و ترازو آميخته شده است ؛ و شناخته نمىشود كه چيز وزن‌شده و آنچه را كه با آن وزن مىكنند كدام است . مقصود من آنست كه قرآن بايد اصل قرار گيرد و مذاهب و آراء دينيّه را بر آن حمل نمود ؛ نه آنكه مذاهب اصل باشد و قرآن بر آن مذاهب حمل شود ، و به سبب تأويل و يا تحريف قرآن به آن مذاهب رجوع گردد ، همچنان‌كه بر اين ممشى ذليل‌شدگان راه پيموده‌اند و گمراهان در آن گم و نابود گشته‌اند . » » ص 125 ، تتمّهء تعليقهء ( 1 ) : در مجموعهء « كلّيّات سعدى » طبع سنگى ، خطّ على اكبر تفرشى ( شعبان المعظّم سنهء 1260 هجريّهء قمريّه ) شماره صفحه ندارد . « گلستان » سعدى در مجموعهء « كلّيّات سعدى » طبع فروغى ، ص 20 ؛ و بيت قبل از آن اينست : شمشير نيك از آهن بد چون كند كسى ؟ * ناكس به تربيت نشود اى حكيم كس ص 134 ، س 7 ، قرار مىدهد ( تعليقه ) : أحمد امين مصرى در كتاب « يوم الإسلام » ص 170 تا ص 173 گويد : « آرى در آنجا فرقهاى بسيارى است ميان جهان اروپائى و ميان عالم اسلامى . جهان اروپائى حيات خود را بر علم و نتائج علميّه و استقلال و آزادى و ابتكار و نحو ذلك بنا