السيد محمد حسين الطهراني
391
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
مىكند ، و عالم اسلامى حياتش را بر اساس اتّكال به خداوند و خمول و اعتقاد به نكوهيدگى در امر قضا و قدر ، بنا مىنمايد . و استماع قصص و حكاياتى كه نمايشگر مردى غنى است كه فقير مىشود ؛ و يا فقيرى است كه غنى مىگردد ، و پيرمردى است كه غالب مىشود ، وى را به وجد و طرب در مىآورد . و ما نمىخواهيم مسلمين دنبال اروپائيان در همه چيز بروند ؛ بلكه مىخواهيم دنبال ايشان در علوم و صناعات بتمامه و كماله بدون قيد و شرط بروند ، و ليكن روحانيّت خود را حفظ كنند و نظرشان به عالم ، غير از نظر اروپائيان باشد . اروپائى به عالم طبيعت نظر مىكند مثل آنكه طبيعت دشمن آنست و مىخواهد با وى درآميزد و پنجه نرم كند تا سرّش را فاش سازد ، و امّا نظر و فكر اسلامى ، به طبيعت نظر مىنمايد مثل اينكه طبيعت دوست اوست و از نتيجهها و دست پروردههاى پروردگارى است كه آن را بوجود آورده است . اروپائيان خدا را مانند صورتها و مجسّمههاى زيباى انسان كه در بالاى رفّ و اطاق مىگذارند قرار مىدهند ، بهطورىكه او ابدا دخالتى در حوادث و وقايع دور و بر خود ندارد . و مسلمين خدا را در همه چيز مىبينند ؛ در امور دينيّه و در امور دنيويّه هر دو مىبينند . چون بفروشند يا بخرند يا اجاره دهند يا رهن گذارند ، مراقب خدا هستند ؛ حتّى در كوچكترين اعمال مانند مسواك زدن و غسل نمودن . و در نزد آنان ، نيّت صادقه از خود عمل استوارتر است ؛ و در حديث پيغمبرشان وارد است كه : إنّما الأعمال بالنيّات ، و إنّما لكلّ امرئ ما نوى . « اعمال ، فقط بستگى به نيّتها دارد ، و فقط براى هر مردى نيّتى است كه نموده است . » و فرق است ميان دو مردى كه هر دو عمل واحدى را انجام مىدهند ؛ يكى از آنها نيّت خير دارد و ديگرى نيّت ندارد و يا نيّت شرّ دارد . مسلمين در زندگى دنيوى خود از دين بهره دارند و دين منحصر در عبادات نيست . و اين معنى نقصانى است در غربيها . و اگر لازم شود كه مسلمين از اروپائيها در علم و صنعت تقليد تامّ و تمام كنند و با آنها همگام شوند و با آنان به راه بيفتند ، لازم است كه نظرشان را كه دربارهء حيات و زندگى از دين گرفتهاند حفظ كنند . اين همان نظريّهاى است كه به واسطهء آن از غربيها امتياز دارند . و ليكن جاى زشتى و نكوهش آنست كه بسيارى از مسلمين و بخصوص روشنفكرانشان مىخواهند از غربيها تقليد تامّ و تمام كنند ؛ در همه چيز حتّى در نظرشان به طبيعت و نظرشان به حيات و به اين مقصد .