السيد محمد حسين الطهراني

389

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

اين مطلب را نيز مقدّس اردبيلى در « آيات الأحكام » ص 439 از « كشّاف » آورده است . ابن أبى الحديد در پايان « شرح نهج البلاغة » هزار كلمه از مواعظ و حكم را به صورت كلمات قصار از أمير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده است و كلمهء 122 از آن اين است : « إنّ الله سبحانه أدّب نبيّه صلّى الله عليه و آله بقوله : خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ . « * » فلمّا علم أنّه قد تأدّب ، قال : وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ . « * * » فلمّا استحكم له من رسوله ما أحب ، قال : وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا . » « * * * » ( از طبع دار احياء الكتب العربيّة ، ج 20 ، ص 270 )

--> ص 122 ، س 4 ، تبديل كن ( تعليقه ) : در اينكه انسان بايد قرآن را اصل قرار دهد و افكار و نيّات و عقائد و اعمال خود را با قرآن تطبيق كند ، نه آنكه شخصيّت و خوديّت خود را از هر جهت ميزان گرفته و كتاب خدا را بر آن منطبق نمايد ؛ مرحوم شيخ محمود ابوريّه عالم منصف و بصير مصرى در كتاب نفيس و ذى ارزش خود : « أضواء على السّنّة المحمّديّة » طبع سوّم ، ص 405 و 406 مطلبى را از شيخ محمّد عبده نقل كرده است كه ما آن را در اينجا بازگو مىنمائيم . او مىگويد : « استاد امام محمّد عبده رضى الله عنه گويد : حقّا مسلمين در اين عصر پيشوائى غير از قرآن ندارند . و اسلام صحيح آنست كه در صدر اوّل قبل از ظهور فتنه‌ها بود . و مىگويد : اين امّت ابدا نمىتواند به پاى برخيزد مادامىكه اين كتب در ميان آنهاست ( يعنى كتبى كه در جامع أزهر تدريس مىشود و امثال اين كتب ) . و نمىتواند قيام كند مگر به روحى كه در قرن اوّل بود و آن عبارت است از قرآن . و هر چه غير از قرآن است همگى حجابى است كه ميان او و ميان علم و عمل كشيده شده است . و در تفسير سورهء فاتحه مىگويد : إذا وزّنّا ما فى أدمغتنا من الاعتقاد بكتاب الله تعالى من غير أن ندخلها أوّلا فيه ، يظهر لنا كوننا مهتدين أو ضالّين . و أمّا إذا أدخلنا ما فى أدمغتنا فى ( * ) - آيهء 199 ، از سورهء 7 : الأعراف . ( * * ) - آيهء 4 ، از سورهء 68 : القلم . ( * * * ) - قسمتى از آيهء 7 ، از سورهء 59 : الحشر .