السيد محمد حسين الطهراني

359

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

حفظ كرده باشم ! عبّاس برگشت و آنچه را كه آن قوم گفته بودند ، به برادرش حسين عليه السّلام إعلام نمود . حضرت فرمود : ارجح إليهم و استمهلهم هذه العشيّة إلى غد ؛ لعلّنا نصلّى لربّنا اللّيلة ، و ندعوه ، و نستغفره ؛ فهو يعلم أنّى أحبّ الصّلاة له و تلاوة كتابه ، و كثرة الدّعاء و الاستغفار . ( اى عبّاس ! به نزد آنان برگرد ! و اين يك شب را تا فردا از آنها مهلت بگير ! شايد براى پروردگارمان در اين شب ، نماز بخوانيم ، و او را بخوانيم ، و استغفار كنيم . چون خدا مىداند كه : من نماز ، و تلاوت قرآن ، و كثرت دعا ، و استغفار را دوست مىدارم . ) عباس عليه السّلام بازگشت ؛ و مهلت گرفت . و فرستاده‌اى از نزد عمر بن سعد آمد ، و در جائى كه آواز رس بود ، بايستاد و گفت : ما شما را تا فردا مهلت داديم ؛ اگر تسليم شديد ؛ شما را به نزد أمير عبيد الله بن زياد ، مىفرستيم ؛ و اگر سرباززديد ، ما شما را رها نخواهيم نمود ! « 1 » إمام حسين عليه السّلام ، أصحاب خود را جمع نمود ، و خطبه‌اى إيراد كرد ، و حمد و ثناى خدا را بجاى آورد ؛ و پس از مدح و تمجيد از اين ياران باوفا و باصفا فرمود : جدّ من رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم ، به من خبر داده است كه : إنّى سأساق إلى العراق فأنزل أرضا يقال لها عمور ، أو كربلا ؛ و فيها أستشهد ، و قد قرب الموعد . « 2 » ( من حتما به سوى عراق كشانده مىشوم و برده مىشوم ؛ و در زمينى كه

--> ( 1 ) ارشاد مفيد ص 249 ، و تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 315 تا ص 317 ، الكامل ، ج 3 ص 285 ، البداية و النهايه ابن كثير ، ج 8 ، ص 176 ، و إعلام الورى ص 141 . ( 2 ) مقتل مقرّم ص 233 از اثبات الرجعة ، فضل بن شاذان .