السيد محمد حسين الطهراني

343

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

[ اگر آيه‌اى از قرآن اختصاص به قومى داشت ، با مردن آن قوم آيه هم مرده بود ] و لكلّ قوم أية يتلونها هم منها من خير أو شرّ . « 1 » ( اگر آيه‌اى از قرآن كه در شأن نزولش ، دربارهء گروهى نازل شده بود ، اختصاص به آن گروه ، و مورد شأن نزول داشت ، و بواسطهء انقراض و مردن آن گروه ، طبعا نيز آيه مىمرد ، و معنى و محتوائى را ديگر در بر نداشت ؛ هرآينه در اين صورت رفته رفته هيچ‌چيز از قرآن باقى نمىماند . و ليكن قرآن اين‌چنين نيست . و تا هنگامى كه آسمانها و زمين باقى است ؛ آيات قرآن به همانطور كه در وحلهء نخستين ، و زمان نزول ، جارى مىشده است ؛ در زمان‌هاى ديرين جارى مىشود . و از براى هر گروهى تا روز قيامت ، آيه‌اى است كه آن را تلاوت مىكنند ؛ و اين گروه ، مصداق و منطبق عليه مفاد اين آيه هستند ؛ به عين شأن نزول و زمان أوّلين آن . و اين گروه از جهت مصداقيّت اين آيه ، يا در خير هستند و يا در شرّ . « يعنى يا مصاديق خوبى هستند ، همانند مصاديق و موارد نزول خوب در زمان رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم كه قرآن فرودآمده است ؛ و يا مصاديق بدى هستند ، مانند همان مصاديق بدون تفاوت » ) . و اين كلام نتيجه‌اش آنست كه : شأن نزول و مورد آيه ، مخصّص نيست . و حقّا مطلبى بسيار عالى است كه : حضرت ما را بدان إرشاد فرموده‌اند : اگر قرآن اختصاص به طائفه‌اى كه دربارهء آنها نازل شده است ، داشته باشد ؛ بديهى است كه با موت آن طائفه ، آن آيه ، و يا آن سوره مىميرد . چون حيات هر كلامى كه راجع به شخص خاصّ باشد ، وجودا و عدما تابع حيات خود آن شخص است - فرمان سلطان ، براى سرلشگر خود ، در معركهء جنگ پيرو حيات اوست ، و با مرگ وى ، ديگر فرمانى نيست - و به تدريج با موت تمام طوايفى كه قرآن دربارهء ايشان نازل شده است ، تمام قرآن مىميرد . و چون قرآن زنده است ، و تا أبد زنده است ؛ بنابراين ، شأن نزول و موارد آن ، در زمان رسول الله ، تخصيصى در

--> ( 1 ) تفسير صافى ، طبع افست ، ج 1 ، ص 14 .