السيد محمد حسين الطهراني
342
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
( و زمانى كه شما گفتيد : اى موسى ! ما صبر بر خوردن غذاى يك شكل و يك صورت را نداريم ! ) وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ . « 1 » ( و زمانى كه شما كسى را كشتيد ؛ و در موضوع تعيين قاتل ، نزاع برانگيختيد ؛ و همديگر را متّهم نموديد ؛ و خداوند آن سرّى را كه پنهان مىداشتيد ؛ ظاهر نمود ! ) و بسيارى از آيات ديگر كه بر اين نهج است . و در اين آيات ما مىنگريم كه : خداوند به يهوديان زمان رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم خطابا مىفرمايد : شما به موسى گفتيد : چنين ! شما به موسى گفتيد : چنان ! شما آن مرد را كشتيد ، و قاتل را مختفى نموده ؛ و در تعيين آن جنگ و جدال راه انداختيد ! چون يهود زمان رسول الله بعينه يهود زمان حضرت موسى بودهاند ، و در نيّات و كردار ، با آنها شريك ، و از همان شجره ، و متّصف به همان صفات ، و همان روحيّات ، بدون كمترين اختلافى بودهاند ؛ معلوم است كه : خطاب حضرت ايزد سبحانه و تعالى به آنها ، و گناهان آنها ، روى يك ملكهء باطنيّه ، و نفس فعليّهء آنها بوده است . پس هرجا آن ملكهء باطنيّه وجود داشته باشد ؛ و نفس به همان گونه از فعليّت متحقّق گردد ، عين آن خطاب به آنها ، بلكه به غير آنها كه شريك در عقيده و صفت و كردار مىباشند ؛ نيز هست ؛ گرچه هزاران سال از زمان خطاب صورى أوّلين بگذرد ؛ و رنگها ، و شكلها ، و محيطها ، و زمانها ، و مكانها ، و بالأخره جميع آداب و رسوم نيز متغيّر و متبدّل گردد . عيّاشى از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام حديثى روايت مىكند تا به اينجا مىرسد كه : حضرت مىفرمايند : و لو أنّ الآية إذ انزلت فى قوم ثمّ مات اولئك القوم ، ماتت الآية ؛ لما بقى من القرآن شيء . و لكنّ القرآن يجرى أوّله على أخره ما دامت السّماوات و الأرض .
--> ( 1 ) آيهء 73 ، از سورهء 2 : بقره .