السيد محمد حسين الطهراني

327

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

[ معناى ظهر و بطن و حدّ و مطّلع قرآن ، و يجرى القرآن كما يجرى الشمس و القمر ] ما يعنى بقوله : لها ظهر و بطن ؟ قال عليه السّلام : ظهره تنزيله ؛ و بطنه تأويله . منه ما مضى ؛ و منه ما لم يكن بعد . يجرى كما يجرى الشّمس و القمر . كلّما جاء شيىء وقع . قال الله تعالى : وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ « 1 » نحن نعلمه « 2 » ( من از حضرت إمام محمّد باقر عليه السّلام سؤال كردم : از معناى اين روايت كه مىگويد : هيچيك از آيات قرآن نيست ، مگر آنكه ظاهرى دارد ، و باطنى دارد . و در قرآن ، هيچ حرفى نيست مگر آنكه حدّى دارد ، و مطّلعى دارد . مراد از گفتار ظهر و بطن كه در اين روايت وارد شده است ؛ چيست ؟ ! حضرت گفت : ظاهر قرآن همين عباراتى است كه نازل شده است ؛ و باطن قرآن ، مفاد و مرجع و معنائى است كه اين ظاهر بدان بازگشت مىكند كه آن را تأويل گويند . بعضى از مفاد آن تأويل‌ها گذشته است ، و برخى از آنها هنوز نيامده است . قرآن همچون خورشيد و ماه كه در جريان و گردش هستند ، در جريان و گردش است . هر وقتى كه چيزى پديد آيد ، و حادثه‌اى پيش آيد ، قرآن بر آن واقعه ، خود را مىاندازد ؛ و منطبق مىكند . خداوند مىگويد : تأويل و معناى بازگشت قرآن را كسى نمىداند ، مگر خداوند و راسخان در علم . ما تأويل و مفاد بازگشتى ظواهر قرآن را كه باطن آنست ، مىدانيم ! ) از اين روايت استفاده مىشود كه : معانى آيات كلّى است و عموميّت دارد . و هر طائفه‌اى كه سابقا بوده‌اند ، و يا بعدا خواهند آمد ؛ آيات قرآن شامل

--> - مىروند . و محصّل اين معنى ، با معناى أوّل ، نزديك بهم است . و آن معناى تأويل و باطن است ؛ همچنان‌كه معناى حدّ ، قريب معناى ظاهر و تنزيل است . ( 1 ) بعضى از آيهء 7 ، از سورهء 3 : آل عمران . ( 2 ) تفسير صافى ، طبع و افست ، ج 1 ، ص 17 .