السيد محمد حسين الطهراني

326

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

غلّ ، و كدورت ، و آلايشى است كه : از نفوس خبيثه برون جسته ، و از نهادهاى ناپاك براى تعدّى ، و تجاوز ، و ستم ، و حركت بر اساس عدوان ، و ناعدالتى ، و زشتىها ، و قبايح ، و منكرات ظاهريّه ، و باطنيّه ، منشأ پيدا كرده است . اين آيات چنانست كه تو گوئى : با باطن آدمى گفتگو دارد ؛ و از درون وى با او سخن مىگويد ! اينست معناى جاودانه بودن قرآن كه بر أصل أصيل ، و أساس متينى تكيه زده است . و اين برنامهء ثابت و لا يتغيّر را تا روز قيامت ، براى هر فردى ، در هر جامعه‌اى ، و در هر زمان و مكانى ، بدون استثناء ، تدوين كرده ؛ و پيامبر عظيم الشأن از لسان خداوند ربّ رحيم ، به عنوان تلاوت و قرائت براى ما بازگو مىكند . آن پيغمبرى كه يك جانبش به سوى عالم غيب است ؛ و يك جانبش به سوى اين عالم شهادت . از آنجا مىگيرد ؛ و در اينجا پس مىدهد . از آنجا تلقى مىكند : وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ « 1 » و در اينجا همچون أمواج نور معنوى ، و ملكوتى ، سراسر افق ملكى را فرا گرفته ؛ و طنين صوت ، از حنجره پربركتش به قطبين رسيده ؛ و خافقين را تسخير نموده ؛ و تا روز بازپسين جان‌هاى عاشق و شيداى وصول و لقاى جمال حقّ را بدين ترانه مترنّم مىدارد . عيّاشى در تفسير خود با اسنادش از فضيل بن يسار روايت مىكند كه او گفت : سألت أبا جعفر عليه السّلام عن هذه الرّواية : ما من القرآن أية الّا و لها ظهر و بطن ؛ و ما فيه حرف إلّا و له حدّ ، و لكلّ حدّ مطّلع . « 2 »

--> ( 1 ) آيهء 6 ، از سورهء 27 : نمل همان آيه‌ايست كه در مطلع بحث ، مورد سخن قرار گرفت . ( 2 ) مطّلع يا با تشديد طاء و فتحهء لام است . به معناى محل و مكان اطّلاع از موضع بلندى ؛ و يا به وزن مصعد با فتحهء ميم است . و همان معناى مصعد را دارد ؛ يعنى جائى كه براى علم و اطّلاع به سوى آن بالا