السيد محمد حسين الطهراني
317
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
اين معناى دوّم مناسبتر است با آنچه در دنبال مىگويد : لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ . [ علّت ثبات و اصالت قرآن ، ابتناء دين اسلام بر فطرت است ] و معناى لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ ، آنست كه : نمىتواند باطل به سوى او بيايد ، و بعضى از اجزاى آن را و يا همهء اجزايش را باطل نمايد ، به اينكه معارف حقّهاى كه در آنست ؛ و يا بعضى از آنها را غير حقّه كند ، و يا اينكه : أحكام و شرايعى كه در قرآن آمده ، و به دنبال آن ، اخلاقيّاتى را كه بيان نموده است ، لغو و بىاثر كرده ، و از أرزش عمل بيندازد . و بنابراين مراد از اين عبارت : مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ دو زمان حال و استقبال است . يعنى زمان نزول قرآن ، و ما بعد از آن زمان تا روز قيامت . و بعضى گفتهاند : مراد از مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ جميع جهات است ؛ مثل اينكه صبح و شب را كه با هم گاهى ذكر مىكنند ، مراد تمام زمان است . يعنى قرآن از جميع جهات از خطا مصون است . و أمّا بر معناى أوّل كه : مراد زمان حال و استقبال بود ، اين معناى عموميّت عدم بطلان از گفتار إطلاق خداوند متعال كه مىگويد : لا يأتيه استفاده مىشود . و بر هر دو تقدير ، مدلول آيه اينست كه : در بيانات قرآن تناقض نيست ؛ و در اخبارش دروغ نيست ؛ و در حكمتهايش و معارفش ، و شرايعش بطلان راه ندارد . و مورد معارضه واقع نمىشود ؛ و به تحريف آيهاى از وجهى به وجه ديگر ؛ و يا به داخل كردن چيزى را كه در آن نيست ، در آن ؛ به تغيير و تبديل نمىيابد . و اين آيه جارى مجراى گفتار ديگر خداست كه مىگويد : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ . « 1 » ( ما حقّا و تحقيقا قرآن را كه ذكر است فروفرستاديم ؛ و ما حقّا و تحقيقا حافظ و نگهبان آن مىباشيم . )
--> ( 1 ) آيهء 9 ، از سورهء 15 : حجر .