السيد محمد حسين الطهراني

318

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

و عبارت تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ به‌منزلهء بيان علّت است براى جملهء قبل : إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ الخ يعنى چگونه اين‌طور نباشد ، درحالىكه قرآن از سوى حكيمى كه در كارش إتقان دارد ، و سستى و وهن در فعلش راه ندارد ؛ و محمود و پسنديده است در هر حال ، نازل شده است ؟ ) « 1 » اينك بايد بررسى كرد تا به دست آيد كه : بچه علّت أحكام قرآن كه منطبق با حق است ، أبدى است ؛ و معارف و عقائد و اخلاقيّات و شرايع و أحكام آن جاودانى است ؟ ! از ضروريّات مذهب إسلام است كه : اين دين تا روز قيامت ، پايدار است ؛ و پيغمبر اكرم : محمّد بن عبد الله صلّى الله عليه و آله و سلّم ، خاتم الأنبياء و المرسلين است ، و كتاب آسمانى قرآن مجيد ، دستور العمل براى همهء جوامع بشرى تا روز بازپسين است . و براى توضيح اين مطلب عرض مىشود كه : أحكام و دستورات يك‌بار ممكن است ، راجع به أفراد خاصّ ، و موضوعات مشخّصه ، و محدوده ، و معيّنه بوده باشد . مثل داروى فلان طبيب براى فلان مريض كه مىگويد : در صبح فلان روز ، ناشتا ، فلان مقدار ازين دارو را بخور ! البتّه اين دواى خاصّ ، كه بر موضوع خاصّى وارد شده است ، نمىتواند در موارد ديگر كه از جهت موضوع مغايرت دارند ، استعمال گردد . و يك‌بار أحكام و دستورات ، راجع به أفراد خاصّى نيست . بلكه أنواع و أجناس و أصناف ، و طبايع كلّيّه در نظر گرفته شده است ، مثل آنكه طبيب بگويد : هركس صفرا دارد ، بايد سركنگبين بخورد ؛ و يا آنكه بگويد : سركنگبين رافع صفرا ست . در اين صورت اين حكم ، كليّت داشته ، و به تمام افرادى كه در تحت اين عنوان واقعند ، منطبق مىشود . و تمام كسانى كه صفرا دارند ؛ بهر خصوصيّت كه باشند : زن و مرد ، سياه و سپيد ، خرد و كلان ، غلام و آزاد ، مؤمن و كافر ، كوتاه‌قد و

--> ( 1 ) الميزان فى تفسير القرآن ، ج 17 ، ص 424 ، ص 425 .