السيد محمد حسين الطهراني
316
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
دانشهاى صحيح ، در هر رشته ، از تاريخ ، و جغرافيا ، و طبّ و علوم فيزيك ، و شيمى ، و رياضيّات ، و هيئت و نجوم ، و علم طبقاتالأرضى ، و علوم اجتماعى ، و جامعهشناسى ، و فرضيّهها و تئورىهاى صحيح علمى ، و نظاير اين علوم كه بسيار است ، هيچكدام نمىتوانند در جزئىترين مورد از بيانات قرآن ، ايرادى نموده ، و به اصلى از اصول ، و يا به شاخهاى از فروع آن ، إشكال و نقضى وارد كنند ؛ و در حقّانيّت او ، رخنه نموده ، ايجاد خلل و شكاف نمايند ، و به عبارت ديگر ، هيچ أمرى نمىتواند ، بطلانى را در قرآن داخل سازد . اين علوم پديد آمده ، چه از زمان آدم باشد ، تا زمان نزول قرآن ؛ و چه از زمان نزول آن باشد ، تا روز قيامت . قرآن بهطورى استوار است كه : در تمام اين مراحل بر أساس اتّكاء بر حقايق ، و واقعيّات پيشرو ، و غالب ، و حاكم ، و مسلّط ، و مسيطر بر جميع آراء و أفكار ، و سرمايههاى علمى و دانشهاى تجربى و عقلى است . و آن آيه اينست : وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ - لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ . « 1 » ( و بدرستى كه هرآينه اين قرآن ، كتاب عزيزى است كه باطل به سوى او نمىآيد ، نه از روبرويش ؛ و نه از پشت سرش ، و از جانب خداوند حكيم و حميد فرودآمده است . ) حضرت استاد آية الله طباطبائى قدّس الله تربته المنيفة ، در بيان خود ، در تفسير اين آيهء مباركه ، فرمودهاند : ضمير در وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ به قرآن برمىگردد . و عزيز به معناى عديم النّظير يعنى بىمانند ؛ و يا به معناى منيع است كه از مغلوب شدن خود ، جلوگيرى دارد . و
--> ( 1 ) آخر آيهء 41 ، 42 ، از سورهء 41 : حم سجدة .