السيد محمد حسين الطهراني
297
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
رحمت است . [ جمع ميان روايات وارده در تنزيه صرف ، و روايات وارده در لقاء خدا ] اين تأويل و توجيه مجلسى « 1 » در بيان معنى و مفاد اين روايت ، غير وجيه است . زيرا كه أوّلا لفظ علىّ أعلى ، ظهور بلكه نصّ در حضرت بارى تعالى است ؛ و استعمالش در جبرائيل در أخبار و روايات غير معهود است . و ثانيا در روايت عبارت : يا ربّ آمده است ؛ و با وجود آن حمل لفظ علىّ أعلى بر غير خداوند عزّ و جلّ معقول نيست ؛ مگر آنكه بگوئيم : اين لفظ أصلا در نسخههاى واصلهء به دست مجلسى نبوده است . و ثالثا حمل كلمهء ترائى را بر ظهور علمى ، نه ظهور عينى ؛ و حسن صورت را كنايه از ظهور صفات كماليّه ، و وضع اليد را كنايه از افاضه رحمت ، كردن خلاف ظاهر است . و بدون نصب قرينهء قطعيّه ، يا مقاليّه و يا مقاميّه ، نمىتوان لفظى را از معناى حقيقتش منسلخ نمود . و نظير اين گونه تأويلات و حمل بر معناى غير ظاهريّه ، در بيانات بحار الأنوار بسيار است . مانند آيات لقاء الله ، و نظر بر خداوند ، و ديدار و رؤيت او سبحانه و تعالى ، و همچنين در تعبيرات انبياء و ائمّه عليهم السّلام كه ظاهر آنها لقاء حقيقى و نظر و رؤيت واقعى است ، و حمل بر لقاى آيات جمال و جلال ، و لقاى مرگ ، و لقاى ثواب و پاداش إلهى در روز بازپسين شده است . و بطور كلّى هرجا ، و از هر روايت ، و آيهاى سخن از لقاء و مشاهدهء خدا به ميان آيد ، بدون درنگ حمل بر خلاف ظاهر مىشود ؛ و به لقاى بعضى از ظهورات خدا ، همچون لقاى حور العين ، و ديدار قصرها ، و شنيدن نغمهها ، و خوردن غذاها و اطعمهء لذيذه ، و جنّات تجرى من تحتها الأنهار مىگردد . و ما براى اثبات بطلان اين گونه تأويلات و توجيهات ، ناچار از ذكر مقدّمهء
--> ( 1 ) بحار الأنوار ، طبع كمپانى ج 10 ص 154 و ص 155 ؛ و طبع حروفى ، ج 44 ، ص 238 ؛ روايت 29 ، باب ما عوّضه الله تعالى بشهادة الحسين عليه السّلام .