السيد محمد حسين الطهراني

298

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

كوتاهى مىباشيم . و آن اينست كه : ما دو گونه أخبار و روايات در اين مقام داريم : دستهء أوّل رواياتى است كه : دلالت بر تنزيه صرف حضرت بارى تعالى ، از همهء مراتب إدراك و معرفت دارند . و اينكه عالىترين مرتبه و درجه معرفت ، عجز از إدراك ؛ و اعتراف و إقرار به عدم قدرت وصول به آن مقام منيع است . دستهء دوّم رواياتى است كه : دلالت بر إمكان لقاء و معرفت و نظر به صفات و أسماء حضرت او سبحانه ، و ديدار نور قاهرهء احديّت ، و أمثال ذلك را ، دارند . و اين دستهء از روايات لا تعدّ و لا تحصى است بالأخصّ در ادعيه ، و زيارات ، و روايات واردهء در باب توحيد و عرفان بسيار مىباشند . علماى شيعه رضوان الله عليهم را در اين باب ، مذاق‌هاى مختلف است ، بعضى قائل به تنزيه صرف هستند و عدم امكان معرفت حقّ تعالى بهر وجهى كه متصوّر است ؛ حتّى اينكه تصريح نموده‌اند به آنكه : غايت معرفت إنسان آنست كه : معرّف شود به آنكه : بايد او را تنزيه صرف نمود ، و به هيچ‌وجه من الوجوه ذهنا و عقلا ، و فكرا ، و رؤية ، و شهودا ، و قلبا و وجدانا راهى براى معرفت خدا نيست . و نهايت مقام و منزلت بنده ، إقرار به عجز است . بعضى ديگر مذاقشان اينست كه : جمع ميان أخبار تنزيه ، و أخبار تشبيه و أخبارى كه ظهور در إمكان معرفت وصول را دارد ، بايد به اين طريق نمود كه : روايات تنزيه را حمل كرد بر رؤيت با چشم ظاهر ، و بر معرفت و احاطهء بر ذات مقدّس الهى ، و أخبار إمكان عرفان و وصول و لقاء را بايد حمل نمود بر رؤيت با چشم باطن ، و ديدار دل و مشاهدهء وجدان ، و معرفت اجمالى ، و معرفت اسماء و صفات ، و تجلّى مراتب ذات حق تعالى - نه كنه ذات - به آن مقدارى كه براى ممكن الوجود ، إمكان دارد . و اين أمر كاملا ممكن است ؛ و صحيح است . و نه تنها إشكال عقلى و شرعى ندارد ؛ بلكه عقل و شرع بر آن اتّفاق دارند ؛ و منظور و مقصود از خلقت عالم و إرسال رسل و إنزال كتب همين است كه : بشر خداوندش را بشناسد ، و به او و اصل شود ، و وى را مشاهده كند ، و ببيند .