السيد محمد حسين الطهراني

296

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

پدرش از او أفضل و برتر و بهتر است . به پدرش سلام مرا برسان ! و بشارت بده كه : اوست پرچم هدايت ؛ و كانون نوربخش اولياى من ، و نگهدارنده و پاسدار من ، و گواه من بر خلق من ، و گنجينهء علم من ، و حجّت من بر أهل آسمانها ، و أهل زمين‌ها ، و بر دو چيز سنگين و پرأهميّت كه جنّ و إنسان باشند . ) ما در اين روايت مىبينيم كه : كلمهء ترائى لى به كار رفته ؛ و ترائى به معناى نشان دادن ، و خود را در معرض ديدن گذاردن است ، به‌طورىكه مترقّب و مترصّد باشد كه كسى او را ببيند . يعنى حضرت علىّ أعلى ، خداوند بزرگ و بزرگترين ، خود را بدين گونه به من نمود كه : من او را ديدم ؛ و يا به من چنين و چنان گفت . و ثانيا عبارت يا ربّ در اين روايت است كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم پس از ديدار خدا ، و پس از سؤال پروردگار از او كه : آيا حسين را دوست دارى ؟ ! عرض مىكند : اى پروردگار من ! و ثالثا خداوند دست خود را بر سر حسين عليه السّلام نهاده ؛ و براى او دعا كرد . اينها همه شواهد و دلائل روشن است از آنكه مىشود ، خداوند به صورتى نيكو و هيئتى حسن جلوه كنند ؛ و رسولش با اين ظهور و تجلّى و تمثّل او را ببيند . اشكالى هم در اين نيست . مجلسىّ رضوان الله عليه در بحار الأنوار ، اين روايت را با عين اين سند ، و عين عبارت اين متن ، از كامل الزّيارات نقل كرده است ، با اين اختلاف كه : در نسخهء او كلمهء يا ربّ افتاده است . آنگاه در ذيل روايت ، در بيان حديث مىگويد : يا مراد از على أعلى رسول خدا : جبرائيل است ؛ يا اينكه لفظ ترائى كنايه از ظهور علمى است . و حسن صورت ، كنايه از ظهور صفات كمال اوست ، و گذاردن دست كنايه از افاضهء