السيد محمد حسين الطهراني

283

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

[ وقوع عجائب و غرائب از نفوس أولياء خدا به اذن خدا ] 5 - كراماتى كه از عترت رسول خدا سرمىزند ؛ بعضى از آن چيزهائيست كه : رسول خدا آنها را بدان اختصاص داده است از آنچه را كه به عنوان ميراث هر فضيلتى ، براى ايشان حصّه و سهميّه‌اى عطا نموده است . ابن فارض در اينجا بعد از آوردن سه بيت كه به صورت ظاهر در منقبت خلفاى ثلاثه است ، و در حقيقت عين مذمّت و تنقيص است ، و معلوم است كه : از روى تقيّه و ناچارى آورده است ، دربارهء أمير المؤمنين عليه السّلام مىگويد : و أوضح بالتّأويل ما كان مشكلا * علىّ بعلم ناله بالوصيّة « 1 » ( و عليّ بن ابى طالب بواسطهء علمى را كه از راه وصايت رسول الله به وى نائل شده بود ؛ معانى مشكله قرآن را به بازگشت و ارجاع آنها به معناى حقيقى ، يعنى تأويل آنها را براى امّت ، واضح و آشكارا نمود . ) از اينجا به بعد ابن فارض ، در توحيد حقيقى ذاتى مفصّلا بحث مىكند ؛ و كيفيّت نزول توحيد را از قلب عارف بالله ، در عالم إمكان ، و در شبكه‌هاى تركيب ؛ و بيان بطلان تناسخ ، و مسخ ، و فسخ ، و رسخ ، « 2 » براى رفع تعجّب از اينكه

--> ( 1 ) ديوان ابن فارض ص 105 بيت 625 . ( 2 ) جمعى را عقيده آنست كه : روح انسان نمىتواند به خودش قائم باشد و ناچار است از آنكه يك مظهر جسمانى داشته باشد ، به‌طورىكه هر وقت آن مظهر جسمانى متلاشى شود ، بدون فاصله يك مظهر جسمانى دگرى براى او تهيّه مىشود ، مانند نوشته‌اى كه از روى صحيفهء ديگرى استنساخ مىشود . و اين جمع از رياض قدس و از نسيم جان‌فزاى روح استشمام رائحه‌اى را هم ننموده‌اند . زيرا كه به روح و نفس ناطقه انسان نسبت احتياج به جسم و مادّه را مىدهند ، و استقلال در وجود را از او نفى مىكنند . اين گروه به چهار دسته منقسم مىشوند : 1 - مذهب آنان كه مىگويند : روح بعد از مرگ بدن فقط مىتواند در مظاهر انسانى وارد شود ؛ و اين را تناسخ گويند . 2 - مذهب آنان كه مىگويند : روح بعد از افتقاد بدن مىتواند در مظاهر حيوانى وارد شود ؛ و اين را تماسخ گويند . 3 - مذهب آنان كه مىگويند : مىتواند در مظاهر نباتى وارد شود ، و اين را تفاسخ گويند . 4 - مذهب آنان كه مىگويند : مىتواند در مظاهر جمادى همچون معدنيّات وارد شود ، و اين را تراسخ گويند و همهء اين اقسام باطل است . مرحوم سبزوارى اعلى الله مقامه در بيان اين اقسام فرموده است : نسخ و مسخ رسخ ، فسخ قسّما إنسا و حيوانا جمادا و نما بر ترتيب لفّ و نشر مرتّب . و در -