السيد محمد حسين الطهراني
282
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
از گذشتگان كه : مردم را از اين امور باخبر مىكند . و آن كسى كه از ميان ما دعوت به حقّ مىكند ( مردم را به سوى خدا مىخواند ، و در مدارج تزكيه و تصفيه و تحليه و تخليه مىگرداند ) آن كسى است كه به وظيفهء رسولان إلهى قيام كرده ؛ و علاوه از جنبهء إخبار و انباء ، وظيفهء تبليغ و اداء رسالت تربيت و تعليم را به عهده گرفته است . 2 - و عارف ما كه أحمدى است در زمان ما - و يا عارف ما كه در زمان أحمدى ماست - او در حكم و بهمنزلهء پيامبران اولوالعزم است كه : دست به عزيمت زده ؛ و غير از عزائم از چيزى پيروى نمىكند ؛ و دنبال مرخّصات نمىرود ؛ و آن عارف بالله است كه به أسرار ملائكه خدا و خزائن و دفائن او مطلع ، و مأذون در تصرّف است . 3 - و آنچه را قبل از پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ، به صورت و به عنوان معجزه از آن پيامبران تحقّق مىيافت ؛ بعد از پيغمبر أكرم ، به صورت و به عنوان كرامتى كه از صدّيقان امّت و يا از خلفاى به حقّ صادر شود ، تحقّق مىيابد . 4 - ( و چون عترت رسول خدا در حكم رسولانى به تبعيّت رسول خدا هستند ) بنابراين بواسطهء عترت او كه امامان هستند جميع مردمان از آمدن پيامبرانى بعد از رسول خدا كه داراى ختم نبوّت است ، مستغنى شدند . و همچنين بواسطهء أصحاب و تابعين او . « 1 »
--> ( 1 ) طبق حديث متواتر بلكه فوق تواتر كه از شيعه و عامّه نقل شده ، و در صدور آن از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در نزد احدى ، ترديد نيست ، در حديث ثقلين ، رسول خدا فقط عترت را عديل كتاب خدا قرار داده است . نه آنها را با معيّت أصحاب و تابعين : إنّى تارك فيكم الثقلين : كتاب الله و عترتى ، و انّهما لن يفترقا حتّى يردا على الحوض ( من در ميان شما دو چيز نفيس و گرانبها به يادگار مىگذارم : كتاب خدا و عترت من ! و حقّا اين دو از هم جدا نمىشوند تا با همديگر بر من در روز قيامت در كنار حوض كوثر وارد شوند ) و در اين صورت در بيت ابن فارض كه و أصحابه و التابعين را عطف بر عترته آورده است ؛ إشكال روشن و واضح ، مشهود است .