السيد محمد حسين الطهراني
277
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
[ أبيات در صحو بعد از محو كه احاطهء كليّه بر جميع عوالم است ] - و مىشنيدم صداهاى صدا زنندگان را ، و تمام لغتها را ، در وقتى كه از يك چشم برهم زدن كوتاهتر بود . 3 - و حاضر مىساختم آن چيزى را كه حمل آن از راه دور غير ممكن بود ؛ در زمان كوتاهى كه شعاع خروج نور چشم من به قدر يك پلك بر هم نهادن هم نبود ، كه به چشم من بازگردد . 4 - و مىبوئيدم و استنشاق مىكردم بوى خوش باغها را ، و نيز بوى لطيف و دلپسند و خوش آنچه را كه در وزش بادها بواسطهء برخورد و مباشرت با باد ، آنها را عطرآگين و خوشبو مىنمود ، با يك نفس كشيدن . 5 - و تمام آفاق عالم را با يك خطور به بال ، و يك توجّه قلبى ، به سوى خود عرضه مىداشتم ، و از هفت آسمان مطبّق بر روىهم ، با يك گام عبور كرده ، آنها را مىشكافتم . 6 - و أشباح و أجسام كسانى كه در آنها مقدارى هم از هواى نفس امّاره باقى نمانده است ، همانند أرواح آنها بعد از تزكيه ، بواسطهء محفوف بودن به مقام جمعيّت ، سبك و خفيف مىباشند . « 1 » و سپس براى إثبات اين مطلب ، معجزاتى را از انبياى عظام بيان مىكند كه
--> ( 1 ) مولى عبد الرزّاق در شرح آن گويد : اينست كه هركس كه بخواهد مكان و زمان براى او طىّ شود تا آنكه هرجا را كه بخواهد ، بتواند حاضر شود . و در كوتاهترين زمانها بياورد آنچه را كه اراده نمايد ؛ و در هر جائى كه بخواهد بتواند داخل شود ؛ بندهاى است كه جسمش را خفيف و لطيف نموده است ، به جهت آنكه محفوف به جمع گردانيده است ؛ همانند روح پس از كمال تزكيه . آنكس كه نفس خود را تزكيه كند ، بهطورىكه از هواى نفس در آن چيزى نماند ، بدن و جسم وى با نور جمعيّتش سبك مىشود ؛ مثل روح ، و در اين صورت سبك مىگردد ؛ و ظلمت و كثافت او ، در نور روح و لطافت روح او مندرج مىگردد ، مثل اندراج شيشه در رنگ شراب همانطوركه گفته شده است : رقّ الزّجاج و رقّت الخمر و فتشابها فتشا كل الأمر فكأنّما خمر و لا قدح و كأنّما قدح و لا خمر و در اين باره نيز گفته شده است : ثقلت زجاجات أتتنا فرّغا حتّى إذا ملئت به صرف الرّاح خفّت فكادت مستطير بما حوت و كذا الجسوم تخفّ بالأرواح ( شرح تائيّه ، ص 425 و ص 426 .